جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٣٢ - ١ آرزوی عمر طولانی یا ابدی
به گونهاِی که تمام هم و غمش تحصِیل دنِیا باشد و موجب غفلت او از خدا و آخرت شود. چنِین آرزوِیِی هم ناپسند است. مثل کسِی که تمام هم و غمش اِین است که پِیوسته خانه و باغ و زمِینهاِی خود را توسعه دهد و با خود بگوِید: فلان خانه را بسازم، همِین فرزندم را داماد ِیا عروس کنم.... بعد در پِیرِی به عبادت روِی مِیآورم. آروزهاِی طولانِی مثل پِیلهاِی دور او را فرا گرفته و تا مرگ او را رها نمِیکند.
کلام امام حسِین ٧ ممکن است اشاره به همِین نوع از آرزو داشته باشد آنجا که مِیفرماِید: اِی کسِیکه دنِیا تو را به خود مشغول کرده و از آخرت غافل کرده و آرزوهاِی طولانِی تو را مغرور ساخته است، بدان که مرگ ناگهان فرا مِیرسد در حالِیکه قبر صندوق عمل تو است. امِیرمؤمنان علِی ٧ فرمود: از کسانِی نباش که بدون عمل صالح امِید به آخرت دارند و به آرزوِیهاِی طولانِی توبه را به تأخِیر مِیاندازند.[١]
١. آرزوِی عمر طولانِی ِیا ابدِی
حضرت ابراهِیم ٧ به پِیشنهاد همسرش ساره از خدا درخواست کرد که به او عمرِی طولانِی بدهد و تا وقتِی که خودش نخواهد از دنِیا نرود. خدا دعاِی او را اجابت نمود.حضرت ابراهِیم به شکرانه اِین امر، فقراء و نِیازمندان را براِی مهمانِی دعوت کرد. در مِیان دعوت شدگان پِیرمرد ضعِیف و نابِیناِیِی بود که به همراه فردِی که دست او را گرفته بود وارد مجلس شد. پِیرمرد در سره سفره دست دراز کرد و لقمهاِی برداشت و به طرف دهانش برد ولِی از شدت ضعف دستش به راست و چپ مِیرفت. همراهش دست او را گرفت و به طرف دهانش برد، پس از آن پِیرمرد لقمهاِی دِیگر برداشت و آن را به چشم خود زد.
ابراهِیم ٧ که ناظر اِین ماجرا بود با تعجّب از همراهش علت آن را پرسِید: همراهش گفت: علت آن ضعف و ناتوانِی است. ابراهِیم ٧ با خود گفت: ِیعنِی من نِیز وقتِی به سن پِیرِی برسم مثل اِین شخص مِیشوم؟ بعد به خدا عرض کرد: بار خداِیا من را در همان اجلِی که براِیم مقدّر فرموده بودِی از دنِیا ببر، پروردگارا بعد از آنچه دِیدم دِیگر خود را به درازشدن عمر نِیازمند نمِیبِینم.[٢]
[١] (لَا تَکُنْ مِمَّنْ ِیَرْجُو الْآخِرَهَ بِغَِیْرِ عَمَل وَ ِیُرَجِِّی التَّوْبَهَ بِطُولِ الْأَمَلِ) نهج البلاغه، حکمت ١٤٢.
[٢] ترجمه علل الشرائع، جواد ذهنِی تهرانِی، ج ١، ص: ١٥٣.