جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٢٥ - ٥ ٨ لطف خفیِّ خدا
پشتم زدند، پيراهنى كه شما به دست خود بر من پوشاندِی از تنم بيرون كشيدند و در چاه آويختند پدر جان جاى سيلى و زخم صورت و اثر جراحات را ببين.
يوسف ٧ مِیگفت و از در و ديوار چاه صداى ناله و آه مِیآمد، جبرئيل مِیخروشيد، ملائكه مىگريستند آخر الامر جبرئيل بىطاقت شد و گفت: اى يوسف من يعقوب نيستم من روح الامِین هستم. جبرئيل سلام الهى را به او رسانيد و از طعام بهشت به او خورانيد و مژده نجات و رهاِیى از چاه و رسيدن به سلطنت را به او رسانيد. [١]
٤.٨. فلسفه بلاها و بِیمارِیها
روزى اصحاب اطراف رسولخدا ٦ اجتماع كرده بودند که آن حضرت فرمود: هر مالى كه زكاتش داده نشود، ملعون است. هر بدنى كه زكاتش پرداخته نشود، ملعون است! (مَلعونٌ كلُّ مال لا يُزَكّى...) يكى از حاضران پرسيد: زكات مال را مىدانيم، ولى زكات بدن چيست؟!
پِیامبر ٦ فرمود: زكات بدن آن است كه آسيبى ببيند. گاهى خراشى به بدن انسان مىرسد ِیا دچار ناگوارى مىگردد مثل اِینکه پايش به سنگى خورده و مىلغزد يا بيمار مىشود و يا تيغى به پايش فرو مىرود يا مبتلا به چشم پريدگى و حركت پلكان و امثال اينها مىشود. اينها زكات بدن هستند تا اِینکه انسان عبرت بگيرد و غرورش بشکند و بواسطه آن روح او پاك از گناهان شود.[٢]
٥.٨. لطف خفِیِّ خدا
مردِی به همسرش گفت: مطلبى را از رسولخدا ٦ شنيدم كه بسيار من را خوشحال کرد. آن حضرت فرمود: هرگاه مصيبتى بر شما وارد شود ِیا يكى از افراد خانواده شما فوت کند، چنانچه بگوِیيد: (إنّا للّه و انّا اليه راجعون) سپس بگوِیِید: خدايا! من را در اين مصيبت پاداش نيكو عطا فرما و بهتر از آن را جايگزين گردان، خداوند دعاى او را مستجاب نمايد.
امّ سلمه مِیگويد: بعد از مدّتى شوهرم از دنيا رفت و من همان جمله را بر زبان جارى كردم و پس از گفتن آن جمله در فكر فرو رفته و با خود گفتم: مگر بهتر از او شوهرِی براِیم پِیدا
[١] تفسِیر البرهان، هاشم الحسيني البحراني، ج ٢، ص: ٢٤٧.
[٢] اصول کافِی، کلِینِی، محمد بن ِیعقوب، ط الاسلامية، ج ٢ ص: ٢٥٨.