جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢١٨ - ٢١ عکسالعمل متفاوت افراد در مقابله با مشکلات
٢٠. تسليم در مقابل مقدّرات الهِی
مردِی به نام اخنفبنقيس روزى به عمويش صعصعه از درد و مرِیضِی خود شكايت كرد. عموِیش او را سرزنش كرد و گفت: پسر برادر وقتى گرفتار ِیا مرِیض مِیشوِی اگر به ديگرى شكايت كنى از دو حال خارج نيست يا آن شخص دوست تو است که با شکاِیتکردن تو او هم ناراحت مىشود يا دشمن تو است که در اين صورت شادمان مىشود.
ناراحتى خويش را به مخلوقى همانند خود كه قدرت برطرف كردن آن را ندارد نگو. به كسى پناه ببر و بگو كه رفع آن گرفتارِی به دست او است. سپس گفت: اِی پسر برادر! يكى از چشمهاى من مدت چهل سال نابِینا شده است. از اين مصِیبت احدى را مطلع نكردم حتى همسرم هم نمىداند كه اين چشم من نابينا است. [١]
نکته: امِیرمؤمنان علِی ٧ فرمود: (رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ ضُرَّهُ) کسِی که سختِیهاِی خود را براِی دِیگران بازگو کند، تن به ذلت داده است. البته! اگر فرد قصد شکاِیت ندارد و تنها براِی مداوا ِیا چارهاندِیشِی و ِیا درخواست دعا، گرفتارِی خود را به دِیگران بگوِید مانعِی ندارد منوط به اِینکه قصد شکاِیت نداشته باشد و امِیدش در رفع گرفتارِی تنها خداِی قادر باشد به قول شاعر:
دستحاجت چو برى،نزد خداوندى بر كه كريم است و رحيم است و غفور است و ودود
نعمــــتش نامتناهى، كرمش بى پايان هيچ خواننده ازاين در نرود بىمقصود
٢١. عکسالعمل متفاوت افراد در مقابله با مشکلات
کشاورزِی الاغ پيرِی داشت. روزِی به طور اتفاقِی به درون چاه بدون آبِی افتاد. کشاورز هر چه سعِی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بيرون بياورد. براِی اينکه حيوان بيچاره زياد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمِیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمِیرد و زياد زجر نکشد. مردم با سطل روِی سر الاغ خاک مِیريختند.
اما الاغ هر بار خاکهاِی روِی بدنش را مِیتکاند و زير پايش مِیريخت و وقتِی خاک زير پايش بالا مِیآمد سعِی مِیکرد روِی خاکها بايستد. آنها همِینطور به زنده به گورکردن الاغ
[١] پند تاريخ، ج ٥ ص: ١٨٨، الكني و الالقاب، ج ٢ ص: ١٣.