جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢١٠ - ٦ توجّه به انسانهای با اراده در مواجهه با گرفتاریها
٥. استمداد از خداِی قادر در رفع گرفتارِی
محمّدبنعجلان مِیگويد: به فقر شديدى دچار شدم. دوستى هم نداشتم كه در اين وضعِیت از او كمك بخواهم، از طرفِی بدهِی سنگينى هم داشتم و طلبكار مِیخواست هر چه زودتر آن را وصول كند. به اميد حل اين مشكل، راهِی منزل حسنبنزيد، فرماندار مدينه شدم. محمّدبنعبدالله فرزند امام سجاد ٧ از فقر من مطلع بود و فهمِید که براى رفع مشکلم قصد دارم به خانه فرماندار بروم از اِین رو به من گفت: از فكرى كه به نظرت رسيده، مطلع شدم. براى رفع گرفتارى خود در راه غِیر مشروع قدم نگذار!
از خداِی قادر در رفع مشكلات خود کمک بخواه! او بخشندهترين بخشندگان است. از او درخواست کن كه من از پسرعمويم حضرت صادق ٧ به نقل از آباء گرامِیش شنِیدم که فرمود: خداوند مِیفرماِید: به عزّت و جلالم قسم! كسى كه به غير من دل ببندد اميدش را به يأس تبديل نمايم، بر وى لباس ذلت بپوشانم و او را از تفضل خود دور سازم. آيا بنده من در سختىها به غير من دل مِیبندد با آن كه رفع شدايد و سختىها تنها به دست من است؟ محمّدبنعجلان پس از شنيدن اين کلام قسم ياد كرد كه به احدى دل نبندد. طولى نكشيد كه خداوند او را از فضل خود بِینِیاز ساخت.[١]
نکته: مانعِی نِیست که از برادران مومن در رفع گرفتارِی کمک بخواهِیم ولِی اِین را همِیشه بدانِیم که خداوند مسبب الاسباب است. باِید در رفع گرفتارِی تنها به او امِیدوار باشِیم.
٦. توجّه به انسانهاِی با اراده در مواجهه با گرفتارِیها
مردِی به امام باقر ٧ عرض كرد: فردِی به نام مغيره معتقد است که مؤمن به بيمارى جزام و پيسى و امثال آن، مبتلا نمِیشود؟ حضرت فرمود: او از صاحب ياسين، حبيب نجار، كه در عصر حضرت مسيح ٧ شهيد شدند غافل است که داستانش در آيه ٢٠ سوره يس آمده است. صاحب ياسين دستش شَل بود و با همان دست معيوب خود نزد قوم خود مِیرفت و
[١] (وَ عِزَّتِِی وَ جَلَالِِی وَ مَجْدِِی وَ ارْتِفَاعِِی عَلَى عَرْشِِی لَأَقْطَعَنَّ أَمَلَ كُلِّ مُؤَمِّل غَيْرِِی بِالْيَأْسِ وَ لَأَكْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ عِنْدَ النَّاسِ وَ لَأُنَحِّيَنَّهُ مِنْ قُرْبِِی وَ لَأُبَعِّدَنَّهُ مِنْ فَضْلِِی أَ يُؤَمِّلُ غَيْرِِی فِِی الشَّدَائِدِ وَ الشَّدَائِدُ بِيَدِِی وَ يَرْجُو غَيْرِِی وَ يَقْرَعُ بِالْفِكْرِ بَابَ غَيْرِِی وَ بِيَدِِی مَفَاتِيحُ الْأَبْوَابِ) الکافِی، طبع دار الکب الاسلامِیه، ج، ص: ٦٦.