جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ٢٠٠ - ٣ تصمیمات عجولانه
٣. تصمِیمات عجولانه
مردى به نام اوسبنصامت فردِی بسِیار عجول و تندخو بود. روزِی از همسرش به نام خوله به شدّت ناراحت شد و به وى گفت: (أَنْتِ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُمِّي) ِیعنِی تو نسبت به من همچون مادرم هستِی و مباشرت با تو را بر خود حرام کردم. اِین، ِیک نوع قسم در جاهلِیت بود. مرد پس از آن كه خشمش فروكش كرد و به حالت طبيعى بازگشت از اين قسمِ عجولانه که در عرب به آن ظِهار مِیگوِیند پشيمان شد و به همسرش گفت: از اين پس تو بر من حرام شدِی و پيوند ما از يكديگر گسيخته شد. زن به او گفت: دست از اين سخن بردار و چنين نگو، تو مىتوانى نزد رسولخدا ٦ بروى و مشكل خود را با او در مِیان گذارى.
مرد گفت: من از طرح اين مساله در حضور رسولخدا شرم دارم. زن گفت: پس اجازه بده من شخصاً نزد آن حضرت بروم. آن زن خدمت رسولخدا رسيد و عرض كرد: هنگامِی كه شوهرم من را به همسرى خود درآورد من دخترى جوان و شاداب و صاحب اهل و مال و مكنت بودم، او اموالم را خرج كرد جوانِیم تباه گشت و اهل و خويشانم هم از من جدا شدند. اكنون كه سالخورده شدهام همسرم به جهت قسمِی که خورده قصد دارد من را ترک کند، لكن از كار خويش پشيمان است. آيا براى حلالشدن ما به يكديگر و بازگشت به زندگانى، راهى وجود دارد ِیا خِیر؟
حضرت فرمود: اكنون تو بر او حرام شدهاِی. آن زن عرض كرد: همسرم سخنى از طلاق و جدايى به مِیان نياورده و من را طلاق نداده است، او پدر فرزندان من و محبوبترين فرد در نزد من است. رسول اكرم فرمود: تو بر او حرام هستى و در اِین جهت حكم جديدى از جانب خدا نرسيده است.
آن زن پياپى به رسولخدا ﷺ مراجعه مىكرد و همان پاسخ را مِیشنيد. زن از اين وضعِیت شدِیداً افسرده شد و آهِی بركشيد و بانگ و ناله بر آورد و گفت: از پريشانى و بينوايى و نگونبختى و گرفتارى خود به درگاه خدا شكوه مىبرم، بار خدايا براِی رفع گرفتارى من عناِیتِی بفرما.
در اِین هنگام اِین آِیه نازل گردِید: (قَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّتِي تُجٰادِلُكَ فِي زَوْجِهٰا...) خداوند از آنچه اتفاق افتاده آگاه است. مردان مسلمانِی که از زنان خويش از طريق ظهار بيزارى مىجويند، زنان به عنوان مادران آنها نِیستند. مادران آنها تنها كسانى هستند كه آنها را زاييدهاند، اينان سخنى ناپسند بر زبان راندهاند چنِین کسانِی بايد قبل از نزدِیکِی به همسر، بردهاى را به عنوان کفّاره آزاد سازند. اگر كسى تواناِیى آزاد كردن برده را ندارد بايد دو ماه پياپى روزه بگيرد و اگر قادر بر آن هم