جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٦٠ - ٣٨ ساده زیستی و همدردی با عموم مردم
كجايند آن چهرههاِی ناز پرورده كه از تکبر در پس پردههاِی زيبا، خود را از مردم مخفِی نگاه مِیداشتند؟ عاقبت قبر آنها را رسوا ساخت، چهرههاِی ناز پرورده آنان، محلِ رفت و آمد كرمهاِی زمِین شد. مدّتِی طولانِی از دنيا خوردند و آشامِیدند اما عاقبت خوراك حشرات زمِین شدند...
متوكّل چون اِین اشعار تكان دهنده را از امامهادِی ٧ شنيد بسيار متاثر شد و گريه كرد به گونهاِی كه محاسن او از أشك چشمانش خِیس شد. به همراه او اهل مجلس هم گريه كردند. آنگاه متوكّل چهار هزار دينار به آن حضرت هدِیه داد و با احترام به منزلش فرستاد. [١]
٣٨. ساده زِیستِی و همدردِی با عموم مردم
مرحوم وحيد بهبهانِی از علماِی بزرگ شيعه و استاد سِید بحرالعلوم و مرحوم مِیرزاِی قمِی و مرحوم كاشف الغطا بود. حوزه درسِی اِیشان در كربلا بسيار پر بركت بود. ايشان دو پسر داشت يكِی به نام محمّد علِی صاحب كتاب مقامع و ديگرِی به نام محمّد اسماعيل.
روزِی مرحوم وحيد بهبهانِی دِید كه عروسش همسر محمّد اسماعيل لباسهاِی فاخرِی پوشيده است فوراً به پسرش گفت: چرا براِی زنت اين جور لباس مِیخرِی؟ پسرش جواب روشنِی داد و گفت: طبق آيه شريفه قرآن: (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ)[٢] استفاده از لباس فاخر و زيبا مانعِی ندارد.
مرحوم وحيد گفت: پسرم نمِیگونم: اينها حرام است، البتّه حلال است من روِی حساب ديگرِی مِیگويم. من مرجع تقليد و پيشواِی مردم هستم در بِین مردم غنِی هست، فقير هست، افرادِی كه بتوانند از اين لباسهاِی فاخر بپوشند در جامعه وجود دارند ولِی طبقات زيادِی هستند كه نمِیتوانند اين جور لباسها را در اِین زمان بپوشند، از طرفِی ما نمِیتوانيم چنِین لباسهاِیِی را براِی عموم مردم تهيّه كنيم و سطح زندگِی آنان را با خودمان يكِی كنيم. ولِی يك كار از ما ساخته است و آن همدردِی با آنهاست.
آنها چشمشان به ماست، يك مرد فقير وقتِی زنش از او لباس فاخرِی را مطالبه كند تسكين خاطر دارد و مِیگويد: گيرم مثل ثروتمندها نِیستِیم اما مثل آقاِی وحيد زندگِی مِیكنيم. زن يا عروس وحيد بهبهانِی همان جورِی لباس مِیپوشند كه ما مِیپوشِیم. اما واِی به حال وقتِی كه
[١] . موسوعة طبقات الفقهاء، ج٣، ص: ١٦.
[٢] سوره اعراف، آِیه ٣٢.