جلوههای دلنواز ماه - ابن حسینی، سعید - الصفحة ١٢٧ - ١٢ عیادت امام حسن عسكرى
١١. دلدارى و دلگرمِی به بيمار
يكى از دوستان امامهادِی ٧ بيمار شد به حدى كه در بستر افتاد و امِید زنده ماندن را نداشت، امام چون با خبر شد به همراه جمعى از اصحاب به عيادت او رفتند. وقتى حضرت در کنار او نشست و احوال او را پرسيد: او زار زار گريه مِیكرد و مِیگفت: من در اِین مرِیضِی دِیگر مِیمِیرم چه كنم؟ امام به او فرمود: اى بنده خدا تو كه از مرگ مىترسى از اين جهت است كه نمىدانى مرگ چيست، براى تو مثالى بزنم! اگر بدنت آلوده به چرك و كثافت باشد و موجب زخم و بِیمارِی پوستى بدنت گردد و بدانى که اگر حمام بروى و شستشو كنى، همه اين چركها و آلودگيها و زخمها از بين مىرود، آيا مِیل ندارى كه به حمام بروى؟ بيمار عرض كرد: البته دوست دارم هر چه زودتر به حمام بروم و خود را طاهر نمايم.
امام هادِی ٧ فرمود: مرگ براى مؤمن به منزله حمام رفتن است و براِی او آخرين مرحله شستشو و پاكسازى از آلودگيهاى گناه است، اگر چنِین است پس هرگز غم به خود راه نده و بدان که مرگ مومن آخرين لحظات ناراحتى او خواهد بود.
همِین كه انسان مؤمن از اين دنيا به جهان ديگر برود، از هر نوع ناراحتى و غصّه نجات يافته و در شادمانى و آسايش كامل به سر خواهد برد... بيانات گرم و پر از مهر و محبت امامهادِی روحى تازه در كالبد آن بيمار بخشيد و قلب او آرام گرفت و اندوهش به شادى و نشاط تبديل گشت بعد از اين سخن، مريض تسليم مقدّرات الهى شد و ديگر شكايت نكرد و پس از لحظاتى جان به جهان آفرين تسليم نمود. [١]
١٢. عِیادت امام حسن عسكرى ٧ از خانواده نصرانى
يكى از مأمورين خليفه خدمت امام حسن عسكرى ٧ رسِید و عرض کرد: خليفه پيام داده كه دو فرزند پسر أنوش نصرانى که از بزرگان نصارى در شهر سامراء است مريض شده و در حال مرگ هستند او از خلِیفه تقاضا كرده كه شما بروِید براى سلامتى ايشان دعا كنيد تا در نتيجه به اسلام و خاندان نبوّت، خوشبين گردند. امام فرمود: خدا را شکر كه يهود و نصارى نسبت به ما اهل بيت : از برخِی مسلمانان عارفتر هستند.
[١] معانِی الأخبار، ص: ٢٩٠، ح ٩.