کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٢٢ - ذكر طرف من دلائل الامام ابى جعفر الثانى
و ديگر روايت كرده اسماعيل بن عياش الهاشمى گفت كه: آمدم روز عيدى بخدمت أبى جعفر (ع) و شكايت كردم از تنگى معاش، برداشت مصلى را و فرا گرفت از تراب سبيكه طلا پاره بمن داد و آن را بردم ببازار پس بود در آن شانزده مثقال از طلاى خالص- اين آخر آنست كه نقل كرده شد از كتاب راوندى.
و ابى در نثر الدر آورده كه: نذر كرد متوكل در مرضى كه اگر حق تعالى او را صحت بخشد تصدق كند بمال بسيارى، پس صحت يافت و حاضر گردانيد فقها را و از ايشان استفتا كرد، پس هر يك چيزى گفتند تا آنكه گفت محمد بن على الرضا (ع) كه: اگر نيت دنانير كرده بودى پس تصدق كن هشتاد دينار را و اگر نيت دراهم كرده بودى پس تصدق كن هشتاد درهم را، فقها گفتند: ما اين را در كتاب و سنت نديدهايم، فرمود بلى در قرآن وارد است كه لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ پس شمردند وقايع رسول اللَّه را ٦ هشتاد بود.
و او گويد كه اين قصه اگر از براى متوكل وقوع يافته پس جواب از آن على بن محمد (ع) بوده، زيرا كه محمد ملحق نشد ايام متوكل را و جايز است كه بوده مر او را با غير او از خلفا و مؤلف رحمه اللَّه ميفرمايد كه: گمان نميكنم كه صحيح باشد كه يكى از ائمه (ع) اين جواب را گفته باشند، زيرا كه كثرت امر نسبى است پس مواطن قتال اگر هشتاد باشد بلكه پنجاه بلكه بيست آن بسيار است؛ پس از ملوك عظما بودند كه اتفاق نيفتاده ايشان را ده بار از معارك، فأما مال پس بسيار نمىشمارند مر ملك را الوف كثيره نمىبينى آنكه اگر ميگوئيم كه ملك را بيست هزار است