کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٦ - در ذكر امام هفتم ابى الحسن موسى الكاظم ابن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب
خود سلام كن، يعنى امام موسى (ع) پس من سلام كردم بر او و جواب سلام من فرمود بزبان فصيح، بعد از آن أبو عبد اللَّه (ع) فرمود كه: برو و تغيير كن نام دختر خود را كه نام كرده او را ديروز كه آن نامى است كه دشمن ميدارد حق تعالى آن نام را، و او گويد كه: مرا دخترى شده بود و عايشه او را نام كرده بودم، بعد از آن أبو عبد اللَّه (ع) فرمود كه: باز دار خود را از كار او تا ارشاد كرده شوى، پس نام او را تغيير كردم.
و روايت كند ابن مسكان از سليمان بن خالد او گفت كه: أبو عبد اللَّه (ع) يك روزى طلب فرمود أبا الحسن را و ما در خدمت آن حضرت بوديم، آنگاه فرمود ما را كه بر شما است بتعهد اين بعد از من پس او و اللَّه كه صاحب شما است.
و روايت كند وشا از على بن حسين و او از صفوان جمال كه او گفت: من پرسيدم از أبى عبد اللَّه (ع) از صاحب اين أمر، فرمود كه: صاحب اين أمر نه لهو كند و نه لعب، در اين اثنا أبو الحسن موسى (ع) آمد و او كوچك بود و عناق مكه با وى و ميگفت او را كه سجده كن مر پروردگار خود را، پس فرا گرفت او را أبو عبد اللَّه (ع) و در برگرفت و فرمود كه: بابى انت و امى اين آن كس است كه لهو و لعب نميكند.
و روايت كند يعقوب بن جعفر جعفرى كه حديث كرد مرا اسحاق بن جعفر الصادق (ع) كه او گفت: من يك روزى نزد پدر بزرگوار بودم كه على بن عمر بن على از آن حضرت پرسيد كه: جان من فداى تو باد بكه پناه بريم و مردم بكه پناه جويند بعد از تو؟ فرمود كه: بصاحب اين دو جامه زرد كه