کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٥ - در ذكر امام هفتم ابى الحسن موسى الكاظم ابن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب
كه بابى أنت و أمى بدرستى كه ميگذرد صبح و شام بر نفوس پس چون چنين شود پس كيست؟ آن حضرت فرمود كه: چون چنين شود پس او صاحب شما است و زد دست مبارك را بر دوش راست أبى الحسن و او در آن روز آنچه من ميدانم خماسى بوده باشد؛ و عبيد اللَّه بن جعفر با ما نشسته بود.
و روايت كند ابن أبى نجران از عيسى بن عبد اللَّه بن محمد بن عمر بن على بن أبى طالب (ع) كه او گفت: من گفتم مر أبى عبد اللَّه را (ع) كه اگر حادثه واقع شود كه حق تعالى آن را ننمايد بمن پس اقتدا بكه باشد؟ اشارت فرمود به پسر خود موسى، گفتم: پس اگر او را هم حادثه رو نمايد بكه اقتدا باشد؟ فرمود: به فرزند او گفتم: اگر ولد او را نيز حادثه شود و برادر بزرگ نشسته باشد و پسر كوچك چون باشد؟ فرمود كه: بولد او باز همچنين هميشه.
و روايت كند مفضل از طاهر بن محمد كه او گفت: روزى ديدم كه ملامت ميفرمود أبو عبد اللَّه (ع) پسر خود را عبد اللَّه و نصيحت ميكرد او را و ميفرمود كه: چه مانع است ترا آنكه باشى مثل برادر خودت، و اللَّه كه من مييابم نورى را در روى او، عبد اللَّه گفت: چگونه است اين آيا پدر من و پدر او يكى نيست؟ و أصل من و أصل او يكى نيست؟ آن حضرت فرمود كه: او از نفس منست و تو پسر من و روايت كند محمد بن سنان از يعقوب سراج گفت: رفتم بخدمت أبى عبد اللَّه (ع) و او نشسته بود بر سر أبى الحسن موسى (ع) و او در گهواره بود آن حضرت با وى راز ميگفت دور و دراز، پس من نشستم تا او از راز فارغ شد آنگاه برخاستم بسوى آن حضرت فرمود كه: نزديك بيا و بر مولاى