کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٨٧ - باب در طرفى از اخبار ابى محمد(ع) و مناقب و آيات و معجزات او
او را كه چنين و چنان كن پس اقامت نكرد نزد أو الا يك روز تا نهاد هر دو رخسار خود را بر زمين از براى او و بالا نميكرد چشم خود را بسوى او از جهت اجلال و اعظام او، و بيرون آمد از نزد او و او احسن مردم شد از روى بصيرت، و نيكوترين مردمان از روى گفتار در باره او حديث كند ابو هاشم جعفرى كه شكايت كردم بابى محمد از تنگى حبس و سختى قيد پس نوشت كه تو نماز پيشين را امروز در منزل خود خواهى گزارد پس بيرون آوردند مرا در وقت پيشين و نماز گزاردم در منزل خود چنانچه آن حضرت فرموده بود، و تنگى معاش داشتم خواستم كه از وى مددى طلب كنم و بنويسم در كتابتى كه بخدمت وى ميفرستادم از آن شرم داشتم، چون منزل خود آمدم براى من صد دينار فرستاد و نوشت بسوى من كه هر گاه ترا حاجتى باشد پس شرم مكن و بطلب آن را، چه تو آن را كه ميخواهى مىيابى ان شاء اللَّه تعالى و روايتست از نصير خادم كه او گفت شنيدم بسيار بار كه آن حضرت تكلم ميفرمود غلامان خود را بلغات ايشان و در ميان ايشان ترك و روم و سقلابى ميبودند، من تعجب داشتم ازين، و ميگفتم او در مدينه متولد شده و ظاهر نساخت خود را باحدى تا ابو الحسن رحلت فرمود، و هيچ كس نديد او را پس چگونه اين زبانها را ميداند، و با خود اين ميگفتم پس روى آورد بجانب من و فرمود كه خداى تعالى جل اسمه ظاهر كرده حجت خود را در ميان خلق خود، و داده او را معرفت هر چيزى و او ميداند لغات و اسباب و حوادث را و اگر اين چنين نبودى ميان حجت و محجوج فرق نشدى.
حسن بن طريف گويد ميخليد در سينه من دو مسأله ميخواستم كه هر دو را بنويسم و بپرسم