کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٠٧ - مسأله يحيى بن اكثم مع الامام ابى جعفر الثانى
و گناه برداشته مىشود از او در خطا، و كفاره بر حر در نفس اوست و برسيد در عبد او، و بر صغير كفاره نيست و آن بر كبير واجب است، و ساقط مىشود از نادم و پشيمان عذاب آخرت و واجب ميگردد بر مصر عقاب در آخرت.
پس مأمون گفت كه: خوب فرمودى اى أبا جعفر أحسن اللَّه اليك، پس اگر مصلحت بينى سؤال كن يحيى را از مسأله همچنان كه او از تو سؤال كرد.
آن حضرت فرمود مر يحيى را كه سؤال كنم از تو؟
گفت: اختيار تو دارى كه فداى تو گردم پس اگر جواب مسأله دانم بگويم و الا مستفيد شوم از تو.
آن حضرت فرمود كه: خبر كن مرا از مردى كه نظر كند بسوى زنى در اول روز و نظر او بر او حرام باشد، و چون روز بلند شود حلال گردد مر او را، و چون زوال شود حرام شود بر او، و هر گاه وقت عصر شود حلال گردد او را. و هر گاه غروب شود حرام گردد بر او، چون وقت خفتن درآيد حلال شود بر او، و چون شب بنصف رسد بر او حرام گردد، و هر گاه صبح برآيد حلال شود بر او.
يحيى بن اكثم گفت: لا و اللَّه من راه نميبرم بجواب اين سؤال و نميدانم وجه اين را، پس اگر مصلحت بينى افاده فرماى از براى ما.
ابو جعفر (ع) فرمود كه: اين كنيزكى است از آن مردى از مردمان كه نظر كند بسوى او اجنبى