کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٣٣ - ذكر ولادته و مدة عمره و وفاته(ع)
ريان ميخواهد كه نزد من بيايد و بپوشانم من او را از جامه خود و بدهم از دراهم خود، گفتم:
سبحان اللَّه بخدا كه از من اين را مىخواست كه من بخدمت تو بگويم از براى او، و فرمود كه: يا معمر مؤمن موفق است بگو كه بيايد، گفت: من رفتم و او را آوردم درآمد و بر او سلام كرد، آن حضرت دو جامه از جامهاى خود طلب فرمود و بوى داد، پس چون او برخاست ديدم كه در دست وى چيزى نهاد، چون بيرون رفت گفتم وى را كه: چه چيز اعطا فرمود ترا؟ پس دست باز كرد سى درهم بود.
سليمان بن جعفر جعفرى روايت كند كه گفت مرا امام رضا (ع) كه: بخر از براى من جاريه باين صفت، و اين جاريه نزد مردى بود از اهل مدينه بنوعى كه آن حضرت وصف فرموده بود، من رفتم و خريدم و ثمن تسليم مولاى او كردم و آوردم او را بخدمت آن حضرت، پس خوش كرد و تصرف نمود.
چند روز مكث كردم ناگاه مولاى او بمن ملاقات كرد و ميگريست، گفتم: چه قصه است؟ گفت:
اللَّه اللَّه عيش بر من گوارا نيست و مرا قرار نمانده و نه خواب پس سخن كن او را كه رد كند بمن جاريه را و ثمن بستاند، گفتم: آيا تو ديوانه من اين جرأت ميتوانم نمود كه بگويم مر او را كه او را رد كند بر تو، من داخل شدم بر أبى الحسن (ع) در ابتدا فرمود كه: يا سليمان صاحب جاريه مىخواهد كه رد كنم بر او جاريه را؟ گفتم: بلى و اللَّه بمن گفت كه از تو درخواست كنم كه بوى رد نمائى و ثمن بستانى پس چنين كرد، و مكث نمودم چند روزى بعد از آن مولاى جاريه بمن رسيد، گفت: فداى تو گردم درخواست كن از آن حضرت كه قبول فرمايد جاريه را كه من از او فايده نمىتوانم گرفت و قادر نيستم كه نزديكى كنم بوى، گفتم: قادر نبودم كه ابتدا كنم باين، گفت: پس رفتم بخدمت أبى الحسن (ع) فرمود