کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٢٣ - في النص على عدد الائمة الاثنى عشر(ع)
و او غايب شود از شيعه و اولياى خود آنچنان غيبتى كه ثابت و راسخ نباشد در آن غيبت بر قول بامامت او مگر آنكه حق تعالى امتحان نموده باشد دل او را از براى ايمان.
جابر گويد كه: من گفتم: يا رسول اللَّه آيا واقع شود كه شيعه او را انتفاع باشد باو در غيبت او آن حضرت فرمود: بحق آنكه برانگيخت مرا براستى مستضىء گردند بنور او و منتفع شوند بولايت او در غيبت او همچو انتفاع مردم بآفتاب و اگر چه ابر حائل باشد، اى جابر اين از مكنون سر الهى و از مخزون علم نامتناهى او است پس پنهان دار اين را مگر از اهل او، الى آخر الخبر.
و روايتست از ابن عباس كه فرمود پيغمبر ٦ كه خداى تعالى اطلاع فرمود بزمين يكنوع اطلاعى مرا اختيار فرمود از زمين و پيغمبر گردانيد، باز نظر كرد پس دوم بار اختيار فرمود از آن على را و گردانيد او را امام؛ بعد از آن امر فرمود مرا كه فرا گيرم او را به برادر و وصى و خليفه و وزير پس على از منست و من از على، و او زوج دختر من است و پدر دو سبط من كه حسن و حسين است بدان كه حق سبحانه و تعالى گردانيد مرا و پدر ايشان را حجج بر عباد خود و خواهد گردانيد از صلب حسين ائمه كه قيام نمايند بأمر من و نگاه دارند وصيت مرا و تاسع از ايشان قائم اهل بيت من باشد و مهدى امت من و أشبه مردمان باشد بمن در شمائل و اقوال و افعال كه ظاهر گردد بعد از غيبت طويله و حيرت متصله، پس آشكارا كند امر الهى را و اظهار فرمايد دين او را و مؤيد گردد بنصرة اللَّه و يارى كرده شود بملائكة اللَّه، پس پر كند زمين را از قسط و عدل همچنان كه پر بوده باشد از جور و ظلم.
و مرويست از ابى حمزه ثمالى كه او روايت كرده از صادق و او از آباى كرام خود (ع) كه