کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٤٢ - باب در ذكر ورود ابى الحسن(ع) از مدينه بعسكر و وفات او در آنجا و سبب آن و عدد اولاد و طرفى از اخبار او
و سبب آمدن ابى الحسن (ع) بسرمنرأى آن بود كه عبد اللَّه بن محمد متولى حرب و نماز شد در مدينه رسول اللَّه ٦ پس بدگوئى آن حضرت كرد نزد متوكل و متوكل قصد آزار آن حضرت داشت و رسيد اين امر بآن حضرت پس كتابتى نوشت بمتوكل و ذكر نمود در آن تجاهل عبد اللَّه بن محمد را و تكذيب فرمود او را در آنچه بدگوئى كرده بود او را پس متوكل بعد از ورود جواب آن را نوشت و طلب كرد كه حاضر شود بعسكر بر نيكوئى فعل و قول كه: بسم اللَّه الرحمن الرحيم اما بعد پس بدرستى كه أمير المؤمنين عارف است بقدر تو، رعايتكننده است ترا از جهت قرابت و خويشى، ايجابكننده است حق ترا، مؤثرست از امورى كه در باره تست و در اهل بيت تو چيزى كه بصلاح آرد ترا بدان حال، ترا و حال ايشان را، و اثباتكننده است عز تو و عز ايشان را، و داخل ميگرداند أمن را بر تو و بر ايشان، و سزاوار است كه باين خشنودى و رضاى حق تعالى دريابد، و اداى آنچه مفترض و واجبست در باره تو و در باره ايشان، و بدرستى كه ديد أمير المؤمنين بر گشتن عبد اللَّه بن محمد را از آنچه بود كه مرتكب و متولى حرب و صلاة شده بود در مدينه رسول اللَّه ٦ وقتى كه بود بر آنچه ذكر كرده بودى تو از جهالت او بحق تو؛ و سبكى و استخفاف او بقدر تو و نزد آنچه نسبت داده بود ترا بسوى آن از امرى كه دانسته بود أمير المؤمنين براءت ترا از آن، و صدق نيت تو در نيكى و قول ترا، و بدرستى كه باز مگير خود را براى آنچه فرستاده شده بطلب آن، و أمير المؤمنين والى گردانيده محمد بن فضل را و امر كرده او را باكرام و تعظيم و تبجيل تو و صلاح بامر و راى تست و اين موجب تقرب اوست بسوى حق تعالى و بسوى أمير المؤمنين و أمير المؤمنين بغايت