کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٣٤ - ذكر ولادته و مدة عمره و وفاته(ع)
كه: يا سليمان صاحب جاريه ميخواهد كه بستانم از او جاريه را و ثمن او بازگردانم؟ گفتم: اين التماس ميكند، فرمود كه: رد كند بمن و ثمن او بستاند.
و روايتست از حسن بن أبى الحسن (ع) كه عم من محمد بن جعفر بيمارى سخت داشت كه خوف مرگ او داشتيم، پس داخل شد بر او امام رضا (ع) و ما بر گرد او بوديم و پسرانش و برادرانش و عم من اسحاق بر بالين سر او ميگريستند و بيمار در حالت سختى و پريشانى بود، پس آن حضرت آمد و نشست در ناحيه كه نظر ميكرد بسوى ما، پس چون بيرون فرمود من در عقبش رفتم و گفتم: فداى تو گردم داخل شدى بر عم خود و او را باين حال ديدى و ما ميگريستيم و اسحاق عم تو ميگريست و نبود از تو حزن و گريه، فرمود مرا كه: ديدى اين را كه ميگريست بر سر بالين او زود باشد كه اين مريض از مرض خلاص شود و برخيزد و بميرد اينكه بر سر بالين او ميگريست، پس آنگاه برخاست محمد بن جعفر از آن بيمارى و صحت يافت، و اسحاق مريض شد و بمرد و محمد بر او ميگريست.
و چون خروج كرد محمد بن جعفر در مكه و دعوت كرد مردم را از براى خود و تسميه يافت بامير المؤمنين و بيعت كردند او را بخلافت داخل شد بر او امام رضا (ع) و فرمود كه: اى عم تكذيب مكن پدر و برادر خود را كه اين امر تمام نميشود، راوى گويد: پس بيرون رفت محمد از مكه و من نيز با وى بيرون رفتم بسوى مدينه، نگذشت مگر اندك زمانى كه جلودى آمد و او را بهزيمت فرستاد و محمد بن جعفر از او امان خواست و لباس سياه پوشيد و بر بالاى منبر رفت و خود را عزل كرد و تكذيب قول خود نمود و گفت: اين نام از آن مأمون است و مرا در او حقى نيست، بعد از آن رفت