کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٦٥ - باب پنجم در ذكر مسأله چند كه سؤال كردهاند از آن أهل خلاف در غيبت صاحب الزمان(ع) و حل شبهات در او بواضح دليل و لايح برهان و آن شش مسأله است
اين قول از اعداى ايشان، پس بودند سلاطين ظلمه كه توقف داشتند از اتلاف آباى كرام ايشان چه عالم بودند كه ايشان خروج نخواهند كرد و اشتياق حصول دوازدهم داشتند تا او را بقتل آرند.
آيا نديدى كه سلطان وقت وقتى كه وفات كرد حسن بن على العسكرى (ع) موكل گردانيده بود بخانه او از همسايگان او (و كنيزان او ظ «م») كسى را كه تفحص احوال او «آنها ظ» ميكرد تا باشد ظفر يابد بولد و بقيه او همچنان كه فرعون لئيم با موسى كليم بظهور مىآورد، چه او دانسته بود كه ذهاب ملك او بدست موسى (ع) خواهد بود منع مىكرد مردان را كه گرد زنان نگردند و باردار نشوند از ايشان تا شايد ظفر يابد بوى، همچنين نمرود دانسته بود كه ملك او زايل خواهد شد بر دست ابراهيم او نيز موكل گردانيده بود بزنان آبستن از زنان قوم خود، و تفريق ميكرد ميان مردان و زنان ايشان؛ پس حق سبحانه و تعالى پوشانيده گردانيد ولادت ابراهيم و موسى (ع) همچنان پوشيده ساخت ولادت قائم (ع) چون ميدانست در احوال او اين تدبير را و أما بودن غيبت وى سبب نفى ولادت او باشد اين از براى ضعف بصيرتست و تقصير از نظر و بر حق در او دليل واضح است مر كسى كه خواهد آن را و ظاهر مر آن كسى را كه قصد آن دارد.
مؤلف رحمه اللَّه ميفرمايد كه آنچه مؤيد آنست كه ذكر كرده طبرسى رحمه اللَّه تعالى آنست كه نبى ٦ مىكشيد ايذا و جفا را در نفس كريمه و تكذيب ميكردند در آنچه دعوى ميفرمود و مبالغه كردند كفار قريش و يهود در دم آن حضرت و جفا و ايذاى بسيار نمودند تا آن حضرت فرمود كه: هيچ نبى آن مقدار ايذا نيافت كه من يافتم، و بر آن تحمل ميفرمود و صبر مىكرد، پس چون كفار اراده