کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣١ - در ذكر سبب وفات آن حضرت و بعضى از آن اخبار
و مىآمد تا بر امر او وقوف تمام حاصل كرد، و هر چه وقوف پيدا ميكرد از امور او رفع مينمود برشيد و زياده ميكرد روز بروز اين احوال را بر رشيد تا دل او را از او بگردانيد بعد از آن گفت بعضى از ثقات و معتمدان خود را كه: تعريف كنيد مرا از آل ابو طالب كسى را كه تنگى معاش داشته باشد كه تا من ما يحتاج او را بدهم، پس دلالت كردند او را بر على بن اسماعيل بن جعفر بن محمد، و يحيى بن خالد پاره از مال براى او فرستاد، و امام موسى (ع) مؤانست داشت بعلى بن اسماعيل و او را صله ميداد و احسان مينمود، بعد از اين يحيى بن خالد فرستاد نزد او و ترغيب نمود او را بقصد رشيد و او را وعدها داد باحسان، او بنياد اين عمل كرد.
امام موسى اين را احساس فرموده او را طلب كرد و گفت: تا كجا داعيه دارى اى پسر برادر من؟
گفت: تا بغداد، فرمود كه: بچه كار ميروى؟ گفت: وام دارم و فقر وفاقه مرا دريافته، فرمود او را امام موسى (ع) كه: من دين ترا ادا كنم و چنين و چنين نيكىها در باره تو بجاى آرم، ملتفت نشد آن را و تهيه خروج كرد.
آن حضرت فرمود كه تو البته خروج ميكنى؟ گفت: بلى مرا ناچار است از اين، فرمود كه: نظر كن اى پسر برادر من و از خداى تعالى بترس و يتيم مكن اطفال مرا، و فرمود كه: او را سيصد دينار و چهار هزار درهم دادند، چون او برخاست از پيش آن حضرت ابو الحسن (ع) گفت حاضران مجلس را بخدا كه او سعى ميكند البته در خون من و يتيم ميگرداند اولاد مرا، أهل مجلس گفتند: جان ما فداى تو باد تو ميدانى اين نوع حالى او را و به او عطا ميكنى و صله ميدهى؟ گفت: بلى حديث فرمود پدر من از پدر خود كه رسول اللَّه ٦ فرموده كه: چون كسى قطع رحم كند و اين كس بهپيوندد پس او