کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٠٥ - در ذكر طرفى از دلايل و اخبار آن حضرت(ع)
كرد از براى امام رضا (ع) در هر شهرى بولايت عهد، و خطبه كرد عبد الجبار بن سعيد در اين سال بر منبر رسول اللَّه ٦ پس گفت در دعاى كه از براى او ميكرد كه: والى عهد مسلمين على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على (ع) است.
مدائنى آورده از رجال خود كه چون امام رضا (ع) نشست در مقام ولايت شعرا و خطبا برخاستند و در آن باب اشعار و خطب خواندند و الويه بر سر مبارك وى افراشتند، بعضى از خواص آن حضرت گويد كه نظر كرد بسوى من و نزد من فرح و شادى بود، اشارت فرمود بجانب من، پس من نزديك شدم بوى، فرمود مرا به پنهانى كه: مشغول مگردان دل خود را باين امر و استبشار باين منماى كه اين كار تمام نمىشود.
و بعضى از شعرا كه ورود يافت بر آن حضرت دعبل بود و گفت قصيده گفتهام و سوگند خورده كه نشنود آن را هيچ كس پيش از تو، پس امر فرمود به نشستن تا سبك شدند مردمان، پس من قصيده- مدارس آيات- را خواندم كه سمت ذكر يافت تا آخر پس چون فارغ شد أمر فرمود كه او را ششصد دينار زر طلا دادند، و فرمود كه: اين را خرجى راه كن پس چيزى از جامه آن حضرت طلبيد اعطا فرمود بوى جامه مبارك خود را، بعد از آن دعبل بيرون رفت تا به قم رسيد، أهل قم هزار دينار زر طلا ميدادند بوى كه جامه آن حضرت بستانند نداد و ابا كرد بفروختن آن و گفت: لا و اللَّه كه قطعه از او بهزار دينار نميدهم، پس چون او از قم بيرون آمد بعضى از اهل قم رفتند و راه را بر او قطع كردند و آن جامه را از وى اخذ كردند، پس بازگشت بقم و در اين باب سخن گفت، گفتند: تو در اخذ آن راهى ندارى و دادند او را هزار دينار زر طلا و قطعه از آن جامه مبارك.