کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٤٣ - باب در ذكر ورود ابى الحسن(ع) از مدينه بعسكر و وفات او در آنجا و سبب آن و عدد اولاد و طرفى از اخبار او
مشتاق حضور تست ميخواهد كه تجديد عهد كند بتو و نظر كند بامر تو پس اگر ميل فرمائى بديدن و زيارت او و مقام پيش وى كنى ميتواند بود اگر خود فرمائى و هر كرا اختيار كنى از اهل بيت و موالى و حشم خود را بر مهلت و آهستگى، بار كنى هر گاه خواهى و فرود آئى هر گاه خواهى و سير فرمائى هر گاه خواهى و اگر خواهى كه باشد يحيى بن هرثمه كه مولى أمير المؤمنين است و كسى كه با اوست از لشكريان بار كنند ببار كردن تو و سير كنند بسير كردن تو، و امر آن حواله بخدمت تست و ما فرستاديم او را كه بفرمان تو باشد پس استخاره كن حق تعالى را و متوجه شو تا ملاقات فرمائى با أمير المؤمنين كه نيست هيچ كدام از برادران و فرزندان و خويشان او كه الطف باشند از تو از روى منزلت و ستودهتر باشند از تو از روى اثرت و شفقت كه تو از همه عزيزترى نزد من و السلام عليك و رحمة اللَّه و بركاته و نوشت ابراهيم بن عباس در شهر فلانى از سنه ثلاث و اربعين و مائتين پس چون آن كتابت بابى الحسن (ع) رسيد تجهيز رحيل و راه فرمود و بيرون آمد با يحيى بن هرثمه تا رسيد بسرمنرأى، فرستاد متوكل كه امروز توقف كند همان جا كه هست تا فردا بوى ملاقات كند آن حضرت نزول فرمود بجائى كه معروف بود بخان صعاليك و اقامت فرمود بقيه روز را در آن خان بعد از آن متوكل فرستاد كه سراى از براى وى تعيين كردند و نقل فرمود بآنجا و روايتست از صالح بن سعيد كه او گفت كه من رفتم بخدمت آن حضرت در روزى كه در آن خان فرود آمده بود گفتم كه فداى تو گردم در هر امور اين طايفه ميخواهند كه اطفاء نور تو كنند و در كار تو تقصير نمايند تا غايتى كه فرود آوردهاند ترا در شنيعترين خانى كه آن خان صعاليك است فرمود