کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٤٩ - باب در ذكر ورود ابى الحسن(ع) از مدينه بعسكر و وفات او در آنجا و سبب آن و عدد اولاد و طرفى از اخبار او
اگر مجالست نكند ما را الا كفو مجالست نكند ما را هيچ كس؛ و اگر تزويج نكند ما را الا كفو تزويج نكند ما را احدى، اشد مردمان از روى تواضع اعظم ايشان است از روى حلم، و انداى ايشانست از روى كف و امنع ايشان است از روى كنف، ميراث ميگيرند از ايشان اوصياى ايشان علم ايشان را پس بازگردان بسوى ايشان امر را و تسليم كن بسوى ايشان بميراند ترا خداى تعالى بممات ايشان و زنده كند ترا بمحياى ايشان برو هر گاه خواهى رحمت كند ترا خداى تعالى فتح گويد پس بيرون آمدم پس چون روز ديگر شد تلطف كردم در وصول بسوى وى و سلام كردم و جواب سلام فرمود گفتم يا ابن رسول اللَّه آيا اذن ميفرمائى در مسأله كه مىخليد امشب در سينه من؟ فرمود كه بپرس و اگر شرح كنم آن را پس مراست و اگر امساك كنم آن را پس مراست پس تصحيح كن و راست بدار نظر خود را و تثبيت ورز و محكم باش در مسأله خود و بدار بجواب آن گوش خود را و سؤال مكن مسأله تعنت را و اهتمام نماى بآنچه در او اهتمام مىبايد چه عالم و متعلم هر دو شريكاند در رشد و مأمورند در نصيحت و منهىاند از غش و غل و آنچه ميخلد در سينه تو امشب پس اگر خواهد عالم اخبار ميكند ترا چه حق تعالى اطلاع نميدهد بر امور غيبيه خود هيچ كس را مگر كسى را كه پسندد از رسول پس آنچه از اين نزد رسول است نزد عالم هم هست و هر چه مطلع است بر آن رسول پس بدرستى كه مطلع است بر آن اوصياى او تا خالى نباشد زمين او از حجت او كه باشد علم با او كه دلالت كند بر صدق مقالت او و جواز عدالت او يا فتح شايد شيطان خواهد بپوشد بر تو و بوهم اندازد ترا در بعض آنچه ايداع كردم ترا و بوديعه نهادم، و بشك اندازد ترا در بعضى از آنچه اخبار كردم ترا تا خواهد كه ازاله كند ترا از راه حق تعالى