کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٥١ - باب در ذكر ورود ابى الحسن(ع) از مدينه بعسكر و وفات او در آنجا و سبب آن و عدد اولاد و طرفى از اخبار او
او يكتاى بىهمتاست نه زائيد و نه كسى از او زايد، و او را كفو و مانند نيست پيداكننده اشيا و اجسام است و او شنوا و دانا و بينا و خبير و رؤف و رحيم است
تبارك و تعالى عما يقول الظالمون علوا كبيرا
اگر باشد همچنان كه وصف كرده شده شناخته نشود رب از مربوب و نه خالق از مخلوق و نه منشى از منشا و فرق است ميان جسم و آنكه جسم آفريده و ميان آفريننده و آفريده شده چه هيچ چيز بوى مانند نيست و او مشابهت بهيچ چيز ندارد محمد بن الريان بن الصلت گويد كه نوشتم بابى الحسن (ع) كه اذن فرمايد مرا در كيد دشمنى كه ممكن نباشد كيد او نهى فرمود مرا ازين، و فرمود كلامى كه معنيش اين بود كه كفايت است كيد او را، خداى تعالى بهترين كفايتكنندگان است او را ذليل و محتاج گرداند و بميرد به بدترين حالى در دنيا و دين.
على بن محمد الحجال گويد كه نوشتم بابى الحسن (ع) كه من در خدمت تو ميخواهم كه باشم و در پاى من علتى پيدا شده كه قدرت ندارم بر پاى خواستن بچيزى پس اگر بينى دعا فرمائى كه حق تعالى از من ببرد اين علت را و اعانت فرمايد مرا بر قيام بآنچه واجب است بر من و آنكه اداى امانت توانم كرد در آن و تقصير مرا عفو كند بعمد و نسيان و مالى را كه بتضييع آوردهام و فراخ گرداند بر من روزى را و دعا فرمايد بثبات بر دينى كه پسنديده است آن را از براى پيغمبر خود ٦ پس فرمود كه ببرد خداى تعالى از تو و از پدرت علت را و پدر مرا علتى بود و من ننوشته بودم در آن پس دعا فرمود از براى او ابتداء