کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٨٠ - باب در طرفى از اخبار ابى محمد(ع) و مناقب و آيات و معجزات او
بحاجيان خود كه بگيريد باو عقب سماطين را تا نبيند او را يعنى موفق او را پس ابو محمد برخاست و پدرم نيز برخاست و او را در بغل گرفت و او گفت من گفتم حاجيان و غلامان پدرم را كه ويلكم چه كس بود كه او را بكنيت ذكر كرديد بحضرت پدرم و اينها كرديد گفتند اين مرديست علوى كه او را حسن بن على ميگويند و معروف بابن رضاست پس زياده كردم تعجب را و در اين روز لا يزال در آن فكر و انديشه بودم از آن امر پدرم كه اين را هرگز از او نديده بودم تا شب درآمد و عادت او آن بود كه چون نماز خفتن ميگذارد مىنشست و نظر ميكرد بآنچه محتاج اليه بود از مهمات و مؤامرات و رفع ميكرد آن را بسلطان پس چون نماز گذارد و نشست آمدم و نشستم پيش وى و نزد وى كسى نبود گفت يا احمد آيا ترا حاجتى است گفتم نعم يا ابه پس اذن ميدهى كه بپرسم ترا از آن؟ گفت اذن دادم گفتم يا ابه چه مرد بود آنكه من ديدم در صباح به پيش تو كه كردى آنچه كردى از اجلال و تعظيم او و تكريم و تبجيل و خود را فداى او ميكردى و ابوين را؟ گفت اى پسر آن كس امام روافض بود حسن بن على كه معروفست بابن الرضا بعد از آن ساكت شد ساعتى و من هم خاموش بودم.
بعد از آن گفت اى پسر اگر زايل شد خلافت از خلفاى بنى عباس مستحق نيست آن را احدى از بنى هاشم غير او از جهت فضل و عفت و هدى و صيانت و زهد و عبادت و جميل اخلاق و صلاح او و اگر ميديدى پدر او را ميديدى كه چه نوع مرديست از صفات حميده و فضل و بزرگى كه داشت پس زياده كردم اضطراب و خشم خود را و به تفكر درآمدم در آنچه شنيدم از او در باب وى و آنچه ديدم