کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٢ - در ذكر طرفى از دلايل ابى الحسن موسى(ع) و آيات و معجزات و علامات او
و روايت كند عبد اللَّه بن ادريس از ابن سنان كه او گفت: هارون الرشيد فرستاد در بعضى ايام بعلى بن يقطين جامهاى فاخر از جهت اكرام او، و از آن جمله دراعه سياهى بود از خز كه از لباس ملوك و سلاطين بود مطرز بطلا آنگاه على بن يقطين بهترين آن جامها را براى أبى الحسن موسى بن جعفر (ع) فرستاد و از آن جمله دراعه بود و اضافه كرد بآن مالى كه رسم بود و مقرر كه از خمس مال خود ميفرستاد.
چون اين هدايا بآن حضرت رسيد مال و جامها را قبول فرمود و دراعه را بازپس فرستاد بر دست رسول بعلى بن يقطين و نوشت بسوى او كه: اين دراعه را نگاه دار و بيرون مكن از دست خود كه زود باشد كه بآن حالتى بود كه احتياج تمام بآن پيدا شود، پس بشك افتاد على بن يقطين برد آن و نميدانست سبب آن را، و نگاه داشت دراعه را.
پس چون چند روز گذشت غضب كرد على بن يقطين بر غلامى كه از خاصان او بود و از خدمت خود او را بيرون كرد، و غلام ميدانست ميل على بن يقطين را بابى الحسن (ع) و واقف بود بر آنچه او براى امام فرستاده بود از جامها و مال و لطفها كه ميكرد و غير آن؛ غلام شتافته اين احوال را برشيد رسانيد و گفت: او قائل است بامامت موسى بن جعفر و خمس مال خود هر سال براى او ميفرستد و آن دراعه كه امير براى تشريف او فرستاده بود در آن وقت او براى أبو الحسن فرستاد، برآشفت رشيد از آن و غضب سخت بر او مستولى شد و گفت: من كشف اين قضيه بكنم پس اگر امر اين چنين باشد كه تو ميگوئى خون او را بريزم.