کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٤ - ذكر دلائل الامام ابى الحسن موسى الكاظم
اسألك باسمك الواحد الاحد الفرد الصمد الذى هو من جميع اركانك كلها صل على محمد و اهل بيته»
بعد از آن حاجتى كه دارى طلب كن.
و مرويست از وشا كه او گفت: حديث كرد مرا محمد بن يحيى از وصى على بن سرى كه او گفت كه: گفتم مر أبى الحسن موسى بن جعفر (ع) را كه: على بن سرى متوفى شد و وصيت كرد بمن آن حضرت فرمود كه: رحمه اللَّه، پس من گفتم: او را پسريست جعفر نام كه برام ولد پدرش مواقعه كرده و پدرش مرا فرموده كه بيرون كنم او را از ميراث او، آن حضرت فرمود مرا كه: بيرون كن او را و اگر اين خبر راست است زود باشد كه عقل او فاسد شود.
گفت: چون بازگشتم از آنجا پسر مرا برد پيش ابو يوسف قاضى و گفت مر او را كه: أصلحك اللَّه من جعفر بن على بن سرى ام و اين وصى پدر من است امر كن كه ميراث مرا از پدر بمن بدهد گفت كه: چه ميگوئى؟ گفتم: بلى اين جعفر است و من وصى پدر اويم، گفت: پس بده بوى مال او را، گفتم او را كه: من با تو سخنى دارم، گفت پيش نشين، من پيش نشستم چنانچه نمىشنيد كسى سخن مرا و گفتم كه اين بر ام ولد پدر درآمده و پدر او مرا فرمود و وصيت كرد مرا كه بيرون كنم او را از ميراث او، و من هم از ميراث چيزى بوى ندادم، پس رفتم بخدمت موسى بن جعفر (ع) بمدينه و از او پرسيدم اين مسأله را پس فرمود مرا كه: بيرون كنم او را از ميراث و چيزى از ميراث بوى ندهم، گفت: بخدا كه آن حضرت اين فرمود؟ گفتم: نعم، پس سه بار مرا سوگند داد آنگاه گفت انفاذ كن آنچه آن حضرت فرموده ترا بآن كه قول قول او است، وصى گويد كه: عقل او فاسد شد بعد از اين،