کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٢٨ - في ذكر الدلائل على امامة الائمة الاثنى عشر
پس ما دانستيم كه اين علوم بتمامها انتشار از ايشان يافته با غناى ايشان از ساير مردمان، و يقين است ما را زياده بودن ايشان بر كافه آنها و نقصان جميع علما از رتبه ايشان، پس ثابت شد كه ايشان علوم را اخذ كردهاند از نبى ٦ خاصه و آن حضرت منفرد ساخته ايشان را تا دلالت كند بر امامت ايشان و احتياج مردمان بسوى ايشان در چيزى كه محتاجند بآن و غناى ايشان از مردمان تا باشند پناه امت در دين و ملجإ ايشان در احكام، و در تحقيق جارى مجرى پيغمبرند ٦ در تخصيص الهى مر او را باعلام احوال امم سالفه و افهام او آنچه در كتب متقدمه است بىآنكه بخواند كتابى را يا ملاقات كند احدى را كه او را اهل بيت اين باشد.
و ثابت شده در عقول كه اعلم و افضل اولى است بامامت از مفضول همچنانچه مبين است در كلام الهى كه أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي و هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ و دلالت دارد قول الهى در قصه طالوت كه «دوازده بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ» و آنكه تقدم در علم و شجاعت موجب تقديم در رياست است و هر گاه كه أئمه (ع) اعلم امت باشند بر اين وجه كه ما ذكر كرديم پس ثابت شد كه أئمه اسلام باشند كه استحقاق رياست داشتند بر انام.
و دلالتى ديگر بر امامت ايشان اجماع امت است بر طهارت و عدالت ايشان و عدم تعلق بر ايشان يا بر يكى از ايشان بچيزى كه شين و خللى باشد در ديانت او با اجتهاد و سعى اعداى ايشان و ملوك ازمنه ايشان در نقص و اخفا و فرود آوردن قدر و رتبه ايشان و تطلب بسر در آمدن ايشان تا بودند كه