کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٩ - ذكر دلائل الامام ابى الحسن موسى الكاظم
آن افتاد بر پهلو با كنيسه.
و روايتست از زكريا بن آدم كه من شنيدم از امام رضا (ع) كه ميفرمود كه: پدر من تكلم ميكرد وقتى كه در گهواره بود.
و از اصبغ بن موسى روايتست كه مردى از اصحاب ما با من صد دينار زر فرستاد جهت آن حضرت (ع) و من بضاعتى از آن خود و از آن او داشتم، پس چون بمدينه آمدم ريختم بر آب و شستم بضاعت خود را و بضاعت آن مرد را و بمشك خوشبوى كردم بعد از آن شمردم بضاعت آن مرد را نود و نه دينار يافتم بار ديگر شمردم آنچنان بود، پس فرا گرفتم دينار ديگر را كه مرا بود شستم و بمشك خوش بوى كردم و در كيسه كردم همچنان كه بود و در شب رفتم نزد آن حضرت و گفتم:
جان من فداى تو باد بدرستى كه با من چيزى هست كه ميخواهم تقرب جويم بآن بسوى خداى تعالى، فرمود كه: بده، پس من فرا گرفتم دنانير خود را و گفتم: فداى تو گردم فلان كس كه مولاى تست فرستاده براى خدمت تو با من چيزى، فرمود كه: بيار، پس من فرا گرفتم كيسه را، فرمود كه: بريز ريختم آن را بدست مبارك برهم زد و دينار مرا از آن ميان بيرون آورد و فرمود كه: آنچه او از براى ما فرستاده است از روى و زن است نه از روى عدد.
و روايت كند هشام بن أحمر كه آمد تاجرى از مغرب و با او جوارى بودند، پس عرض كرد آنها را بر ابى الحسن (ع) بعد از آنكه بآنجا فرموده بود، پس اختيار نفرمود هيچ كدام از آنها را و فرمود كه: ديگر بنما بما، گفت: نزد من ديگرى هست اما بيمار است، فرمود: چه شود ترا كه او را عرض كنى، او قبول نكرده از پيش او بازگشت، آن حضرت بعد از آن فرستاد مرا روز ديگر بنزد او