کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٨٣ - باب در طرفى از اخبار ابى محمد(ع) و مناقب و آيات و معجزات او
برادرت امامى پس هيچ حاجت نيست ترا كه سلطان يا غير او ترتيب تو كنند و اگر نزد ايشان اين منزلت ندارى نخواهى يافت مرتبه نزد ما پس از آن كلمات او را پدر من قليل و ضعيف شمرد و امر كرد كه او را دور كردند از او و ديگر اذن نداد مر او را در دخول بر او تا مرد پدر من و بيرون آمديم ما و او بر اين حال بود و سلطان طلب ميكرد اثر ولد حسن بن على را تا امروز نيافت بسوى او راهى و شيعه مقيم بودند كه حسن (ع) وفات كرد و گذاشت ولدى را كه قائم مقام اوست بامامت.
و نوشت ابو محمد (ع) بابى القاسم اسحق بن جعفر الزبيرى پيش از موت معتز به بيست روز كه ملازم شود در خانه خود تا اين حادثه بگذرد، پس چون كشته شد ترنجه او نوشت بسوى او كه حادثه حادث شد چه امر ميكنى مرا آن حضرت نوشت بوى كه حادثه ديگريست پس شد در امر معتز آنچه شدنى بود.
گفت كه آن حضرت بمردى ديگر نوشت كه كشته مىشود محمد بن داود پيش از قتل او بده روز پس چون روز دهم شد او كشته شد و روايتست از محمد بن على بن ابراهيم بن موسى بن جعفر كه او گفت كار بر ما تنگ شد و گفت مرا پدر من كه بيا تا برويم بسوى اين مرد يعنى أبا محمد (ع) كه او را وصف مىكنند بجود و سماحت، گفتم ميشناسى او را گفت نديدهام او را و نمىشناسم؛ او را گفت پس قصد ديدن او كرديم پدر من در راه گفت آنچه احتياج است ما را آنست كه امر كند ما را به پانصد درهم دويست درهم