کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٥ - در ذكر سبب وفات آن حضرت و بعضى از آن اخبار
رشيد از اين معنى بخشم آمد و مسرور خادم را طلبيده گفت كه: بيرون رو در اين وقت از جانب بغداد و في الفور داخل شو بر موسى بن جعفر اگر او را در رفاهيت و جمعيت يافتى اين كتابت را برسان بعباس بن محمد، و امر كن او را بامتثال آنچه در اين كتابت است، و يك كتابت ديگر بسندى بن شاهك برسان و بفرماى او را بفرمان عباس بن محمد، مسرور آمده نزول كرد در خانه فضل بن يحيى چنانچه كسى ندانست كه اراده او چيست.
بعد از آن داخل شد بر موسى بن جعفر (ع) پس يافت آن حضرت را بر آن وجه كه برشيد رسانيده بودند كه در رفاهيت است، و از آنجا في الفور رفت نزد عباس بن محمد و سندى بن شاهك و آن دو كتابت را بايشان داد، و آنجا درنگ نكرده بيرون آمد، و آينده رفت نزد فضل بن يحيى و با او سوار شد و بيرون آمد مثل كسى كه حيران باشد تا به پيش عباس آمد، و عباس تازيانه و عقابين را طلبيد و فرمود تا فضل را برهنه كردند و سندى بن شاهك او را صد تازيانه زد در پيش او، و بيرون آمد متغير اللون بر خلاف آنكه به اندرون ميرفت، و سلام ميكرد بر مردم از جانب راست و چپ.
و مسرور اين خبر را نوشت برشيد و امر كرد كه امام موسى را (ع) تسليم سندى بن شاهك كردند، و رشيد بعد از آن خبر نشست در مجلسى كه مردم بسيار بودند و گفت: اى مردمان فضل بن يحيى عاصى شده بر من و مخالف طاعت من كرده و چنين ديدهام كه من او را لعنت كنم پس لعنت كنيد او را، پس لعنت كردند همه مردم در هر ناحيه كه بودند تا زلزله افتاد در هر خانه و حجره از لعن او و اين خبر به يحيى بن خالد رسيد سوار شده آمد نزد رشيد و به اندرون رفت غير آن در كه مردم