کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٦٩ - فايدة جليلة
|
يا آل طه انا عبد لكم |
باق على حبكم اللازم |
|
|
أرجو بكم نيل الامانى غدا |
اذا استبانت حسرة النادم |
|
|
معتصم منكم بود اذا |
ما ظل شانيكم بلا عاصم |
|
|
وليكم في نعم خالد |
و ضد كم في نصب دائم |
|
يعنى مدايح و مناقب من وقف است بر كاظم (ع) پس نيست بر ملامتكننده كه مرا از آن منع كند، و چگونه مدح نكنم مولاى خود را در هر وقت كه او در عصر خود بهترين بنى آدم بود، و آن كس است او كه مثل موسى پيغمبر است در رتبه يا همچو پدران بزرگوار خود است يا مثل على عالى است كه والى قايم بود بامر الهى، او امام حق است كه عدلش مقتضى آنست كه اگر تسليم كرده شود حكم بسوى حاكمى حقيقى كه او است افاضه عدل كند و بذل نمايد وجود در وجود آرد، و منع كند تعدى ظالم را بر مظلوم، گشادهروى و مستبشر بود مر سائل را فدا كردم كسى را كه آن مستبشر و گشادهروى است، او شير بيشه شجاعت بود در حرب خون ريزنده أطراف خود در نجدت و در طريق جود و بخشش همچو باران ريزان بود، او را مآثرى است و اخلاقى كه عاجز است از وصف او بلاغت ناثر و ناظم، اگر قياس كردهاند بجود وى شمرده شود از معايب آنچه گفته مىآيد از جود حاتم، در علم بحريست كه كشش او بىپايان است و در حرب شجاعى است كه برندهتر از تيغ و سنان است، عفو ميفرمود از جانى وجود مينمود بر هر فقير و متحمل غرم ميشد از هر غارم و ادا ميكرد، او قائم صائم بود چه خوب است و شايسته اين صفات از مجتهد صايم، او از معشرى است كه طريقه ايشان است جود كردن و مهمان را گرامى داشتن و از نور وجود خود زمان تيره غبارآلود را منور ساختن، كه بظلم تيره گشته شد بعدل منور سازند و در پناه خود آوردهاند، و جمع كرده جميع خصلتهاى بلندى را پس بامداد كردهاند، ايشان أشرف خلق خدايند در عالم كه روايت ميكنند عالمان بلند رتبه از ايشان كه تصديق كرده ميشوند در نقل كه از آن عالم نقل ميكنند، بدرستى كه مساويند در شرف بالا رفته شده همچنان كه مساويست حلقه انگشترى نظر بأطراف، كيست كه برابرى كند ايشان را هر گاه كه نسبت دهند ايشان را بعلى مرتضى و فاطمه زهرا (ع) و كيست كه برابرى كند ايشان را هر گاه ايشان در شمار بهترين اهل دنيا باشند كه أبو القاسم محمد بن عبد اللَّه است (ع) كه از پيغمبران مرسل است كه نيامد پيش از او خاتمى، أى آل طه من بنده كمترين از شمايم كه باقى خواهم بود بر دوستى لازم دائم، اميدوارم بشما يافتن آرزو و مطلوبى كه دارم در فردا هر گاه كه ظاهر گردد حسرت و تأسف نادم، كه اعتصام جوينده است از شما بدوستى و مودت وقتى كه بگردد دشمن شما بىنگاه دارنده در مشقت، دوست شما در نعمتهاى جاويد بىپايان خواهد بود و ضد شما در رنج و تعب دايم بىكران.