کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٥ - در ذكر طرفى از دلايل ابى الحسن موسى(ع) و آيات و معجزات و علامات او
و على بن يقطين در آن خانه حجره را خلوت كرد از براى وضو و نماز، پس چون وقت نماز شد هارون الرشيد بايستاد از پس ديوار اين حجره چنانچه ميديد على بن يقطين را و او رشيد را نميديد آب طلب كرد و وضو ساخت بر وجهى كه از پيش گذشت و رشيد ميديد او را، چون وضوى او بر اين وجه مشاهده كرد مالك نفس خود نشد تا مشرف گشت بر او بحيثيتى كه او را ديد بعد از آن آواز بركشيد كه: دروغ گفت اى على بن يقطين آنكه زعم كرد كه تو از روافضى و بصلاح آمد حال او نزد رشيد.
بعد از اين كتاب أبى الحسن (ع) رسيد به پيش او كه ابتدا كن اين زمان اى على بن يقطين و وضو بساز همچنان كه خداى تعالى فرموده بآن كه بشوى يك بار روى خود را بفريضه و يك بار ديگر باستحباب، و بشوى دستهاى خود را از مرفق اين چنين، و مسح كن پيش سر خود را و ظاهر هر دو قدم خود را از بقيه ترى وضوى خودت، پس هميشه بوديم ما ميترسيديم بر تو، (پس بتحقيق زايل شد آن چيزى كه ما ميترسيديم بر تو ظ «م») و السلام.
و روايت كند على بن أبى حمزه بطائنى كه: بيرون فرمود وقتى ابو الحسن موسى بن جعفر (ع) از مدينه بقريه كه او را بود در خارج مدينه و من نيز در خدمت آن حضرت رفتم و او بر استرى سوار بود و من بر دراز گوشى كه مرا بود، چون پاره از راه رفتيم شيرى عرض راه را گرفت من از جهت ترس جلو خود را كشيدم و او باك نداشته استر را ميراند شير را ديدم كه فروتنى و تذلل مينمود مر آن حضرت را و همهمه ميكرد، آن حضرت توقف فرمود از براى او و گوش فراداشت، بهمهمه او، و شير هر دو دست برداشته نهاد بر كفل استر آن حضرت، نفس من مرا ترسانيد و خوف عظيمى در دل من پيدا شد بعد از آن شير دور شد بيك جانب راه و گردانيد آن حضرت عنان بغله خود را بجانب قبله و دعا ميكرد و لبهاى