کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٧٦ - ذكر قصيدة دعبل الخزاعى بمحضر الامام(ع)
تراست از اين، بعد از آن فرستاد و اهل قافله را حاضر گردانيد جماعتى از ايشان حاضر شدند و پرسيد ايشان را از من تمام ايشان گفتند كه اين دعبل بن على خزاعى است، گفت: گذاشتم آنچه از قافله گرفتهام و زياده بر آن از براى كرامت تو، بعد از آن اصحاب خود را طلبيد و گفت: بازگردانيد هر چيزى كه از قافله گرفتهايد، پس باز دادند هر چه از قافله گرفته بودند، و جميع آنچه از من گرفته بودند بازدادند، بعد از آن بدرقه شدند تا ما را بمأمن رسانيدند و محفوظ مانديم ما و قافله ببركت آن پيراهن و منشفه.
و طبرسى رحمه اللَّه تمام اين قصيده را ذكر كرده، و ابن طلحه بعضى را ايراد نموده، و آن اينجا تمام مذكور ميگردد با ترجمه، و قصيده اينست:
|
تجاوبن بالارنان و الزفرات |
نوايح عجم اللفظ و النطقات |
|
|
يخبرن بالانفاس عن سر انفس |
اسارى هوى ماض و آخر آت |
|
يعنى جواب و سؤال مصيبتهاى اهل بيت (ع) نالههاى بيكران است و اشك ريزان نوحها است در اين مصيبت كه زبان را قوت گويائى آن نيست و نطق را توانائى آن نه كه اظهار كند، خبر ميدهند بانفاس پر سوز از حزن و اندوهى كه پنهان است در اندرونهاى انفس، يعنى گريه و افغان علامت سوز اندرونيست كه آنها اسيران كوى محبتند بعضى روندهاند و بعضى ديگر آينده، يعنى اشك پياپى ميريزند و گريه و بيقرارى از دست نميگذارند.
|
فاسعدن او اسعفن حتى تقوضت |
صفوف الدجا بالفجر منهزمات |
|
|
على العرصات الخاليات من المها |
سلام شج صب على العرصات |
|
پس مدد ميكنند از گريه و زارى و حاجت روا ميگردانند تا وقتى كه متفرق شد صفهاى شب تار