کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٥٢ - ذكر دلالات الامام(ع)
و صباحى رفتم بدر خانه وى و نتوانستم خود را بوى رسانيد از جهت ازدحام مردم بر در آن خانه من نشسته بودم ناگاه خادمى از آنجا بيرون آمد بسوى من و گفت اى على بن أحمد اين جوابات مسائلى كه با تست پس گرفتم تمام جواب مسائل من بعينها.
[ذكر دلالات الامام (ع)]
و ديگر روايت كند حاكم أبو عبد اللَّه الحافظ باسناد خود از محمد بن عيسى كه او روايت كند از ابى حبيب البناجى كه او گفت: من رسول اللَّه ٦ در خواب ديدم كه فرموده به بناج و فرود آمده در مسجدى كه فرود مىآيند حجاج در هر سال گوئيا كه من رفتم و سلام كردم بر او و ايستادم در پيش وى پس يافتم نزد وى طبقى كه بافتهاند از برگ خرماى مدينه و در او تمر صيحانى است كه گوئيا دست مبارك كرد و مشتى از آن تمر برداشت و بمن داد؛ من شمردم آن را كانه هيجده تمر بود، من تأويل و تعبير كردم كه زنده خواهم ماند هيجده سال بعدد آن تمره كه هر تمره يك سال باشد؛ پس چون بيست روز از آن گذشت من رفتهام و زمين زراعت را عمارت ميكنم كه يكى آمد و خبر داد مرا از آمدن امام رضا (ع) از مدينه و فرود آمدن آن حضرت در آن مسجد، من رفتم و ديدم كه مردم بخدمت وى ميروند منهم رفتم با مردمان، ديدم كه نشسته در آن موضعى كه من رسول اللَّه را ٦ در خواب ديده بودم و در زير وى حصيريست مثل آنچه ديده بودم كه در زير پيغمبر بود و طبقى از بافته درخت خرما پيش وى نهاده و در او تمر صيحا نيست، پيش رفتم و سلام كردم جواب سلام مرا داد و مرا نزديك طلبيد و قبضه از آن تمر بمن داد، شمردم بعدد آن بود كه رسول اللَّه ٦ بمن داده بود، گفتم: زياده كن از براى من يا ابن رسول اللَّه، فرمود كه: اگر رسول اللَّه ٦ زياده ميكرد من هم زياده ميكردم.