کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٥٤ - ذكر دلالات الامام(ع)
خواب ديد كه گوئيا قايلى ميگويد مر او را كه: فرزند رسول اللَّه در خراسان است از او سؤال كن از علت خودت شايد كه تعليم كند ترا دواى كه فايده دهد بتو؛ گويد كه: چنان ديدم كه قصد كردم بجانب آن حضرت و شكايت پيش وى بردم همچنان كه هستم و خبر كردم او را بعلت خود، فرمود كه: بگير از زيره كرمانى و سعتر و نمك بكوب و در دهان كن دو بار يا سه بار كه خلاص مىشوى از اين علت.
آن مرد بيدار شد و آن خواب را ناديده خيال كرد تا آمد به نيشابور گفتند كه: امام رضا (ع) روان شد از نيشابور و در رباط سعد است، با خود گفت كه برو و امر خود را بوى عرض كن، پس آمد بخدمت وى و گفت: يا ابن رسول اللَّه حال من اين و اين است كه حراميان مرا گرفتند و دهان مرا پر برف كردند تا غايتى كه قادر نيستم بر سخن گفتن مگر بمشقت، مرا تعليم فرماى بدواى كه فايده دهد فرمود كه: آيا ترا تعليم نكردم برو و استعمال كن آنچه وصف كرده بودم ترا بآن در خواب تو؛ گفت: يا ابن رسول اللَّه اگر ديگر اعاده كنى بر من دور نباشد، فرمود كه: بگير زيره و سعتر و نمك را و با هم بكوب و در دهان كن دو بار يا سه بار كه صحت مىيابى، مرد گفت كه: آنچنان عمل كردم صحت يافتم.
ثعالبى گويد كه: شنيدم صفوانى را كه او گفت من اين مرد را ديدم و شنيدم از او اين حكايت را