کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٠٦ - در ذكر طرفى از دلايل و اخبار آن حضرت(ع)
و اين روايت شيخ مفيد رحمه اللَّه غير روايت اول است كه شيخ كمال الدين ابن طلحه رحمه اللَّه روايت كرده.
و مرويست از ياسر خادم و ريان بن صلت كه چون مأمون عقد كرد از براى امام رضا (ع) بولايت عهد امر كرد كه آن حضرت سوار شود و بنماز عيد بيرون فرمايد، آن حضرت امتناع نمود و فرمود كه: معلوم دارى از شروطى كه ميان من و تو شد در دخول امر پس عفو كن مرا از نماز مأمون گفت:
من ميخواهم باينكه تا مردم ترا بشناسند و اشتهار يابد فضل تو، و تردد بسيار كردند رسل در ميان ايشان.
پس چون مأمون الحاح بسيار كرد بر او فرمود كه: اگر مرا معاف دارى آن بسوى من دوستر است، و اگر ابا كنى من بيرون ميروم بطريقه كه پيغمبر و أمير المؤمنين (ع) بيرون رفتهاند، مأمون گفت: بيرون فرماى بهر طريق كه ميخواهى، و مأمون همه مردم را از لشكريان و أهل شهر أمر كرد كه سواره بدر خانه امام رضا (ع) حاضر شوند، و مردم بىقياس از مرد و زن و كودك در راهها و بر بامها اجتماع نمودند، و انتظار خروج آن حضرت ميكشيدند، و ملازمان خاصه از امرا و لشكريان سواره بر در دولت خانه آن حضرت حاضر شدند، و سواره ايستادند تا آفتاب طلوع كرد.
پس غسل كردند و لباس پوشيدند و عمامه از پنبه بستند و طرفى از آن بر سينه مبارك فرو گذاشتند و طرفى ديگر در ميان هر دو شانه، و بوى خوش بر خود كردند، و عصا بر دست گرفتند، و فرمودند مر موالى خود را كه بكنيد آنچه من كردم، و ايشان بيرون آمده همه نزد وى جمع شدند، و آن حضرت پاى برهنه كرد و فراهم آورد سر اويل را تا نصف ساق، و بر جامه فراهم آورده بود، بعد از آن اندكى