کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٣١ - حلية الامام الثامى عشر الحجة المنتظر
و روايت كرده شده كه و من يصفك بجاى و من كناك آمده پس اطلاق تسميه بر كنيت و صفت شايع و ذايع بوده در كلام عرب پس هر گاه كه واضح شد آنچه را كه ذكر كرديم از امرين؛ پس بدان ايدك اللَّه بتوفيقه كه حضرت نبى را ٦ دو سبط بود ابو محمد الحسن و ابى عبد اللَّه الحسين (ع)، و چون حجت خلف صالح (ع) از ولد أبى عبد اللَّه است، و بود كنيت امام حسين ابا عبد اللَّه پس اطلاق كرد بر جد لفظ أب را پس گوئيا آن حضرت فرمود كه موافق است نام او بنام من پس من محمدم و او محمد و كنيت جد او نام پدر من است، چه او ابو عبد اللَّه است و پدر من عبد اللَّه تا باشد اين الفاظ مختصره جامع مر تعريف صفات او را و اعلام از آنكه او از ولد ابى عبد اللَّه الحسين است بطريق جامع موجز پس درين هنگام منتظم ميگردد صفات و يافت مىشود مجتمع در حجت صالح محمد ٧ و اين است جواب اشكال فافهمه و ديگر ميفرمايد شيخ كمال الدين رحمه اللَّه روى بحث با قومى دارد كه ديدهاند و مشاهده كردهاند امام را (ع) و منكرند او را، و دفع ميكنند علامات و دلالاتى كه وصف كرده شده بآن، و ليكن احتياج نيست ببحث با اين جماعت پس هر گاه ديدهاند او را و مشاهده كرده باشند آن حضرت را آن حضرت (ع) خود قيم باثبات حجت و دال بر اقتفاى محجت خود است، بحث با ايشان در بناى وجود او است (ع)