کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٨٨ - ذكر طرف من دلائل الامام(ع)
او گويد: يك روزى طلب فرمود مرا سيد من امام رضا (ع) و گفت: يا هرثمه من واقف گردانم ترا بر حالى كه باشد نزد تو به پنهانى و آن را ظاهر نگردانى در حال حيات من، پس اگر ظاهر كنى در زندگى من باشم من خصم تو نزد خداى تعالى، پس من با آن حضرت معاهده كردم كه اعلام نكنم از اين حال هيچ كس را مادام كه تو امر نفرمائى مرا.
فرمود كه: من ميدانم كه بعد از چند روزى ديگر من انگور و انار خواهم خورد كه مرا بفتنه اندازد و منجر بهلاك من شود، و قصد خليفه آن باشد كه قبر و مدفن مرا در پس پشت پدر خود رشيد ترتيب دهد، و حق سبحانه و تعالى او را قادر نگرداند بر اين، چه زمين را سخت گرداند بر ايشان، و توانائى نباشد كسى را بر كندن آن، و قبر من در بقعه فلانى خواهد بود، و آن را تعيين فرمود، بعد از آن گفت كه: پس هر گاه من رحلت كنم تكفين و تجهيز من بكنند آنگاه اعلام كن او را بجميع آنچه با تو گفتم، و ديگر بگو مأمون را كه تأنى نمايد در نماز بر من كه خواهد آمد مرد عربى دهان بسته بر اشترى سوار، و بسرعت آيد و بر او اثر سفر باشد و فرود آيد از شتر و نماز بگزارد بر من، پس هر گاه او بر من نماز بگزارد و جنازه مرا بردارند پس آنگاه قصد كن آن مكانى را كه تعيين كردهام از براى تو و اندكى از آن بكن از روى زمين، قبرى خواهى يافت كه كنده باشند و در قعر او آب سفيد صافى باشد، پس چون كشف آن بكنى فرو رود آب آن زمين، پس آنجا مدفن منست، پس مرا در آنجا دفن كن زنهار كه قبل از موت من اين را ظاهر نكنى.
هرثمه گويد: دراز نكشيد زمان كه آن حضرت انگور و انار چند خورد و رحلت فرمود، آنگاه من آمدم پيش خليفه يافتم او را كه ميگريد، بر او گفتم يا امير عهدى از من ايستده بود امام رضا (ع)