کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٥٠ - باب در ذكر ورود ابى الحسن(ع) از مدينه بعسكر و وفات او در آنجا و سبب آن و عدد اولاد و طرفى از اخبار او
و صراط مستقيم پس گوئى كه يقين دارم كه ايشان ارباباند معاذ اللَّه كه ايشان مخلوق و مربوباند، مطيع امر حق تعالىاند، راغب و شاكرند بآن پس هر گاه شيطان بيايد از قبل آنچه آمده ترا پس ترك كن او را بآنچه من اخبار كردم ترا بآن پس گفتم فداى تو گردم خلاص كردى مرا و ظاهر ساختى آنچه آن ملعون پوشيده كرده بود بر من باين شرح كه فرمودى پس بود كه ميخليد در سينه من كه ايشان ارباباند گفت بعد از آن آن حضرت سجده كرد و ميفرمود در سجده در حالتى كه روى مبارك بر زمين نياز نهاده بود كه
راغما لك يا خالقى داخرا خاضعا
همچنين ميفرمود تا آن شب گذشت بعد از آن فرمود كه يا فتح نزديك شده بود كه هلاك شوى و ضرر نكند عيسى را گاهى كه هلاك شود آنكه هلاك شود برو هر گاه خواهى رحمت كند ترا خداى تعالى گفت بيرون آمدم و فرح داشتم بآنچه كشف فرموده بود و ظاهر كرده بود از من از پوشيده بآن اعتقاد كه كرده بودم در باره ايشان و شكر خداى بجاى آوردم بر آنچه قادر شدم بر آن پس چون بمنزل ديگر فرود آمد آمدم بخدمت وى و او تكيه زده بود پيش وى پاره گندم بود كه بر آن دستى ميزد، شيطان در خاطر من انداخت كه سزاوار آنست كه بايد كه ايشان چيزى نخورند و نياشامند چه اين آفت است و امام غير آنست فرمود كه بنشين اى فتح بدرستى كه ما راست اقتدا به پيغمبران ايشان ميخوردند و مىآشاميدند و ميرفتند در بازار و هر جسمى كه هست او را خورش هست الا خالق رازق كه او آفريده اجسام را او جسم نيست و مجزى و متناهى نيست، و زايد و ناقص نيست، مبراست از آنچه سمت تركيب دارد در ذات عالى خود و از جسم و جسمانيات