کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٤٩ - باب در ذكر بعضى كه امام دوازدهم را ديدهاند و طرفى از دلايل و بينات او
مقام او پيدا شود و ديگرى نيز بعد از او پس اول را احمد نام كن و از پس احمد جعفر پس چنان شد كه فرموده بود.
ديگر گويد كه من تهيه حج كرده بودم و مردم را وداع نموده و بر جناح بيرون رفتن بودم پس نوشته ورود يافت كه ما از براى اين كارهيم و امر بسوى تست، گفت كه تنگ شد سينه من و غمگين گشتم و نوشتم كه من بموجب فرموده اقامت كردم، و شنيدم و فرمان بردم، اين قدر هست كه غمگينم بواسطه تخلف كردن من از حج پس توقيع بيرون آمد كه تنگ مگردان سينه خود را پس بدرستى كه زود باشد كه ان شاء اللَّه در آينده حج كنى.
پس چون سال آينده درآمد نوشتم و دستور خواستم پس اذن وارد شد و نوشته بودم كه ميخواهم عدل محمد بن عباس شوم و من اعتماد داشتم بديانت و صيانت او، پس كتابت ورود يافت كه اسدى نيكو عديلى است پس اگر محمد بن عباس بيايد پس اختيار مكن او را بر أسدى پس أسدى آمد و عديل شدم او را.
و روايتست از حسن بن عيسى العريضى كه چون رحلت فرمود ابو محمد الحسن بن على (ع) آمد مردى از مصر با مالى بجانب مكه از براى صاحب امر (ع) پس اختلاف شد در باب آن حضرت بعضى مردم گفتند كه ابا محمد درگذشت و او را فرزندى نبود و بعضى گفتند خلف از بعد او جعفر است و بعضى ديگر گفتند كه خلف از پس او ولد او است، پس فرستاد مردى را كه كنيت او ابو طالب بود بجانب عسكر تا تفحص كند از آن امر و صحت آن و با وى كتابت بود.
آن مرد آمد نزد جعفر و سؤال كرد از او برهان، جعفر گفت مر او را كه مهيا نشده هنوز در اين وقت، پس آن مرد آمد سوى باب و فرستاد كتابت را بسوى اصحاب كه موسوم بودند بسفارت پس