کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٨٨ - ذكر حياة الامام التاسع ابى جعفر الثانى
على بن موسى الرضا، پس رحمت خواست از براى پدرش.
و روان شد براه خود، و با وى بازى چند بودند پس چون دور شد از عمارت انداخت يك بازى را بر دراجى، پس او غايب شد از چشمش غيبت دور و دراز، بعد از آن بازگشت از روى هوا و در منقار او ماهى كوچكى بود كه بقيه حيات داشت، خليفه را از اين عجب آمد غايت تعجب بعد از آن آن را در دست خود گرفت و بازگشت بخانه خود بآن راهى كه رفته بود، پس چون رسيد بآن مكان همان كودكان را ديد بر حالت بازى باز گريختند مثل اول بار و آن حضرت باز ايستاد و با ايشان نرفت همچنان كه اول بار، پس چون خليفه بوى نزديك شد گفت: يا محمد فرمود كه:
لبيك،
گفت: چه چيز است در دست من؟ پس الهام فرمود او را خداى عز و جل آنكه فرمود كه: خداى تعالى خلق كرد بمشيت و اراده در بحر قدرت خود ماهى كوچك را كه صيد كنند آن را بازهاى ملوك و خلفا تا امتحان نمايند بآن سلاله اهل نبوت را، پس چون مأمون شنيد كلام او را تعجب كرد از او و دراز كشيد نظر را بسوى او و گفت:
حقا كه تو پسر امام رضائى و مضاعف كرد بسوى او احسان را.
و در اين واقعه منقبتى است كه كفايت مىكند آن از غير آن، و استغنا جسته مىشود بآن از سواى آن.
و اما عمر شريفش آن حضرت وفات كرد در ذى الحجه در سال دويست و بيستم از هجرت در زمان خلافت معتصم، و ذكر ولادتش گذشت كه در سال صد و نود و پنجم بوده، پس عمرش بيست پنج