کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٣١ - في ذكر الدلائل على امامة الائمة الاثنى عشر
(ع) و مر هر آدمى را از ايشان اتباع و تلامذه و شاگردان بودند در معنى كه منفرد بودند بآن در هر سال ميرفتند از عراق بحجاز خواه بسيار و خواه كم، پس باز ميگشتند و حكايت ميكردند از او اقوال را و اسناد مينمودند بوى دلالات را.
و بود حال ايشان در وقت كاظم و رضا (ع) بر اين صفت و همچنين تا وقت وفات ابى محمد العسكرى (ع) و حاصل شده بود علم باختصاص آنها بائمه ما مثل علم باختصاص ابى يوسف محمد بن الحسن بابى حنيفه و اختصاص مزنى و ربيع بشافعى و اختصاص نظام بابى الهذيل و جاحظ اسوارى بنظام.
و فرقى نيست ميان آنكه دفع كند امامت را از آنچه ذكر كردهايم آن را و ميان آنكه دفع كند از آنكه ما تسميه و وصف كرديم در جهل اخبار و عناد و انكار.
و هر گاه كه امر بر اين وجه باشد كه ذكر كرديم خالى نيستند اماميه در شهادت آن كه كاذباند يا صادق، پس اگر محقند و صادق در نقل نص از ايشان از خلفاى خودشان (ع) بر صوابند در آنچه اعتقاد كردهاند در باب ايشان از عصمت و كمال پس ثابت باشد امامت ايشان بر آن وجه كه گفتيم، و اگر كاذباند در آن شهادت امر بعكس باشد و عكس اين را هيچ مسلم بر ايشان اطلاق نكرده كه ايشان هدى نيستند.