کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٨١ - ذكر قصيدة دعبل الخزاعى بمحضر الامام(ع)
ديارى كه انداخته آن را طرح ظلم و ستم مروان و ظلم پسر او و ظلم و ستم پسر هند كه زانى بود پسر زانيات؛ بايستيد تا بپرسيم منزلى را كه خفت يافتهاند اهل آن كجا است عهد آن بجماعتى كه اشتغال داشتند بروزه و نماز.
|
هم اهل ميراث النبى اذا اعتزوا |
و هم خير سادات و خير حمات |
|
|
اذا لم نناج اللَّه في صلواتنا |
باسمائهم لم تقبل الصلوات |
|
ايشانند اهل ميراث پيغمبر ٦ يعنى اهل البيت (ع) هر گاه كه نسبت دهند ايشان را نسبت ايشان به پيغمبر منتهى مىشود، و ايشان بهترين سادات و بهترين حمايتكنندگانند، هر گاه كه راز نگوئيم خداى تعالى را در نمازهاى خود بنامهاى ايشان قبول نميكند خداى تعالى نمازهاى ما را.
|
مطاعيم في الاقطار «الاعسار» في كل مشهد |
لقد شرفوا في الفضل و البركات |
|
|
و ما الناس إلا غاصب و مكذب |
و مضطغن ذو إحنة و ترات |
|
محتاجانند در بينوائى و درويشى در هر مشهدى مقدسى (كذا في النسختين و هو كما ترى، و الظاهر:
اطعامكنندگانند در أقطار عالم، يا در حال عسرت و پريشانى «م») بدرستى كه مشرف ميگردند در زيادتى و بركتها در رزق و روزى، و نيستند مردم مخالف مگر غاصب و دروغ گوينده و كين دار ديوانه شديد الخصومه كه اينها علامت ايشانست.
|
اذا ذكروا قتلى ببدر و خيبر |
و يوم حنين اسبلوا العبرات |
|
|
فكيف يحبون النبى و رهطه |
و هم تركوا احشاءهم و غرات |
|
دشمنان هر گاه كه ياد ميكنند كشتگان بدر و خيبر و حنين كه بذو الفقار أمير المؤمنين (ع) كشته شدهاند ميريزد اشك از چشمهاى بىحياى خود، پس چگونه دوست دارند پيغمبر و قوم او را ٦ و حال آنكه گذاشته باشند اندرونهاى ايشان را سوزان و بريان بسبب آن تشنگان.
|
لقد لاينوه في المقال و اضمروا |
قلوبا على الاحقاد منطويات |
|
|
فان لم يكن الا بقربى محمد |
فهاشم اولى من هن و هنات |
|
بدرستى كه منافقان نرمى مينمايند او را در گفتار و اضمار ميكنند دلها را بر كينها و حسدها كه در نور ديدهاند، پس اگر نباشد بزرگى و خلافت مگر بقرابت محمد ٦ پس بنى هاشم اولى باشند از هن و هنات كه كنايه از بنى تيم و بنى عدى و بنى اميه است.
|
سقى اللَّه قبرا بالمدينة غيثه |
فقد حل فيه الامن بالبركات |
|
|
نبى الهدى صلى عليه مليكه |
و بلغ عنا روحه التحفات |
|
آب دهد خداى تعالى قبر منور رسول اللَّه ٦ را در مدينه بباران رحمت خودش پس بدرستى كه حلول كرده و فرود آمده در آنجا امنيت و انواع بركت، پيغمبر راهنماى كه صلوات ميفرستد بر او صاحب او و ميرساند از ما روح مقدس او را تحف تحيات زاكيات.
|
و صلى عليه اللَّه ما ذر شارق |
و لاحت نجوم الليل مبتدرات |
|
|
أ فاطم لو خلت الحسين مجدلا |
و قد مات عطشانا بشط فرات |
|
و صلوات ميفرستد بر او خداى تعالى مادامى كه طلوع كند آفتاب نور دهنده و ظاهر گردند ستارها شب كه شتابكننده باشند در طلوع و غروب يعنى دايم الاوقات، أى فاطمه اگر ميديدى حسين را (ع) كه در سنگلاخ زمين كربلا افتاده و جان مباركش از بدن پاكيزهاش مفارقت كرده بكنار شط فرات