کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٦٣ - باب در ذكر علامات قيام قايم(ع) و مدت ايام ظهور و شرح سيرت و طريق احكام و طرفى از آنچه بظهور خواهد آمد در زمان دولت او
و آنچه ورود يافته در صفت و حليه قايم ٧ آنست كه جابر جعفى روايت كند كه شنيدم از ابو جعفر ٧ كه ميفرمود كه سؤال كرد عمر بن خطاب عليه اللعنة از أمير المؤمنين ٧ و گفت خبر كن ما را از مهدى كه چيست نام او؛ فرمود كه حبيب من عهد داده بمن كه حديث نكنم بآن تا برانگيزاند او را خداى تعالى، گفت پس خبر كن مرا از صفت او، فرمود كه جوانى باشد ميانه بالاى، خوب روى؛ نيكو دندان كه فرود آمده باشد موى وى بر دوشهاى مباركش، و غلبه كرده باشد نور روى او سياهى موى محاسن و سر مبارك وى را، و او پسر بهترين اماء باشد فاما سيرت و طريق احكام او نزد قيام وى آنست كه روايت كند مفضل بن عمر الجعفى كه من شنيدم از ابو عبد اللَّه جعفر بن محمد ٧ كه چون اذن الهى صادر شود در ظهور قايم ٧ بر بالاى منبر برآيد و دعوت كند مردم را بحق و سير فرمايد در ميان ايشان بسنت رسول اللَّه ٦ و عمل فرمايد در ميان ايشان بعمل آن حضرت.
پس حق سبحانه و تعالى بفرستد جبرئيل را ٧ تا بيايد بر حطيم و گويد مر آن حضرت را كه بچه چيز دعوت ميكنى؟ پس خبر گرداند آن حضرت او را، پس گويد جبرئيل ٧ كه منم اول كسى كه مبايعت ميكند ترا پس بگشاى دست خود را، پس بيعت كند بر دست او و بخدمت وى بيايند سيصد و سيزده مرد پس بآن حضرت بيعت كنند و اقامت نمايد در مكه تا اصحاب او بده هزار مرد برسند بعد از آن سير فرمايد از آنجا بمدينه.