کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٠١ - مسأله يحيى بن اكثم مع الامام ابى جعفر الثانى
و خيرانى گويد كه: پدر من گفت كه: من در خدمت امام رضا (ع) ايستاده بودم در خراسان كه قايلى گفت: يا سيدى اگر حادثه باشد اين امر را بكه رجوع خواهد بود فرمود كه: به پسر من أبو جعفر گوئيا كه قائل او را كوچك شمرد از روى سال پس امام رضا (ع) فرمود كه: حق تعالى عيسى بن مريم را فرستاد به پيغمبرى و او را صاحب شريعت گردانيد در ابتدا كه از روى سن كوچكتر از ابو جعفر بود.
و يحيى بن حبيب زيات گويد كه: خبر كرد مرا كسى كه نزد ابى الحسن نشسته بود كه چون جماعتى كه نزد وى بودند برخاستند امام رضا (ع) گفت مر ايشان را كه: ملاقات كنيد با أبى جعفر و بر او سلام كنيد و تجديد عهد نمائيد، پس چون برخاستند قوم التفات فرمود بسوى من و گفت
رحم اللَّه.
المفضل
كه قناعت كرده بأمر دونى.
باب در ذكر طرفى از اخبار از مناقب ابى جعفر و دلائل و معجزات او ٧
[مسأله يحيى بن اكثم مع الامام ابى جعفر الثانى ٧]
شيخ مفيد رحمه اللَّه ميفرمايد كه: مأمون را شعف تمام بود بابى جعفر (ع) چون ميديد در صغر سن فضل و بلوغ در حكمت و علم و أدب و كمال و عقل كه مساوى نبود در واحدى از مشايخ أهل زمان، پس تزويج كرد بوى دختر خود را أم الفضل، و فرستاد دختر را با وى بمدينه، و بسيار متوافر بود بر اكرام و تعظيم و اجلال قدر آن حضرت.
ريان بن شبيب روايت كند كه چون مأمون خواست كه تزويج كند دختر خود را ام الفضل بابى جعفر محمد بن على (ع) اين خبر بعباسيان رسيد بر اين غليظ شدند و انكار كردند او را و ترسيدند