کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٦٣ - باب پنجم در ذكر مسأله چند كه سؤال كردهاند از آن أهل خلاف در غيبت صاحب الزمان(ع) و حل شبهات در او بواضح دليل و لايح برهان و آن شش مسأله است
مىكنند از براى او اماميه امامت را و معريست از آن هر آنكه ادعا ميكند امامت را غير او.
پس كلام در علت غيبت او و سبب آن واضح است بعد از آنكه مقرر شده امامت او، چه هر گاه كه دانستيم كه او امام است و غير او نيست و ديديم كه او غايب است از ابصار دانستيم كه او غايب نمىشود با عصمت او و تعيين فرض امامت در او بر او مگر از براى سببى كه اقتضا كند آن را و مصلحتى كه استدعا نمايد آن را و ضرورتى كه باعث باشد بر او و اگر چه معلوم نباشد وجه آن بر تفصيل، چه اين از آن قبيل است كه لازم نمىگردد علم او.
و كلام در غيبت و وجه آن جارى مجرى علم است بمراد الهى از آيات متشابهات در قرآن كه ظاهر آن جبر و تشبيه است، پس ميگوئيم كه ما هر گاه دانستيم حكم حق سبحانه و تعالى را و آنكه جايز نيست كه تجويز كرده خلاف آن چيزى كه او بر او است از صفات دانستيم على الجمله كه مر اين آيات را وجوه صحيحهايست بخلاف ظاهر او، و تطابق مدلول ادله عقل و اگر چه غائب است از ما علم بآن از روى تفصيل، پس اگر تكلف كنيم جواب را از آن و تبرع نمائيم بذكر آن پس آن زيادتى و فضلى باشد از ما كه واجب نباشد بر ما، و همچنين است جواب مر كسى را كه سؤال كند از وجه در ايلام اطفال و جهت مصلحت در رمى جمار و طواف و مانند اينها بر تفصيل و تعيين، پس هر گاه كه اعتماد كرديم بر حكمت قديم عليم سبحان كه جايز نيست كه او قبيح كند پس لا بد است از وجه حسن در جميع اين و اگر چه عالم نيستيم آن را بعينه، پس واجب نيست بر ما بيان اين وجه.