کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٩١ - ذكر طرف من دلائل الامام(ع)
دارى بطوس؟ گفت: بيرون آمدهايم بسوى اين مملكت و خوف آن هست كه بما برسد دشمنى كه ما را هست در حال زيارت قبر و ليكن در حال بازگشتن زيارت كنيم، پس چون بازگشتيم گفتم: آيا ميل زيارت دارى؟ گفت: نگويند ناگاه اهل رى كه بيرون رفتم من از نزد ايشان مرجى و بازگشتم بسوى ايشان رافضى، گفتم: پس انتظار ميكشى مرا در فلان مكان، گفت: چنين كنم.
و من بيرون آمدم تا قبر از هر آن حضرت نزد غروب آفتاب و عزم آن نمودم كه شب بگذرانم بر آن قبر، پس پرسيدم زنى را كه از بعضى خادمان آن آستانه بود كه در شب اينجا هيچ خوف و حذرى هست؟ گفت: نه، پس از او چراغ طلبيدم و امر كردم او را به بستن در، و نيت كردم كه ختم قرآن بخوانم شب بر آن قبر مطهر، پس چون پاره از شب گذشت آواز قراءت شنيدم، خيال كردم كه آن زن غير مرا اذن داده در آنجا، پس آمدم نزديك در ديدم كه بسته و چراغ نيز فرو نشسته، پس همان ميشنيدم آواز قراءت را، پس يافتم كه اين قراءت از قبر است و او ميخواند سوره مريم را كه
يوم يحشر المتقون الى الرحمن وفدا و يساق المجرمون الى جهنم وردا
و من اين قراءت را نشنيده بودم پس چون آمديم برى رفتم نزد ابى القاسم عباس بن الفضل بن شاذان از او پرسيدم كه آيا كسى خوانده اين قراءت را؟ گفت: بلى پيغمبر ٦ خوانده و بيرون آورد از براى من قراءت آن حضرت را كه اين چنين خوانده.
داود بن سليمان قزوينى روايت كند از على بن موسى الرضا (ع) و او از آباء بزرگوار خود تا أمير المؤمنين (ع) كه پيغمبر ٦ فرمود: نبود و نباشد تا روز قيامت مؤمنى الا كه مر او را همسايه باشد كه ايذا رساند او را.