کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٨٥ - ذكر قصيدة دعبل الخزاعى بمحضر الامام(ع)
است كه ايشان اهل كفر و اهل لعنتهاى دمادمند، و آل زياد در جامهاى ابريشمينه محفوظ باشند و آل پيغمبر با جامهاى كهنة بسر برند.
|
سأبكيهم ما ذر في الافق شارق |
و نادى منادى الخير بالصلوات |
|
|
و ما طلعت شمس و حان غروبها |
و بالليل ابكيهم و بالغدوات |
|
ميگريم بحال ايشان مادامى كه درآيد در افق نور دهنده و مادامى كه ندا كند منادى ببهترين.
عمل كه نماز است، و مادامى كه طالع شود آفتاب و وقتى كه غروب كند و بهنگام شب ميگريم و بوقت روز يعنى در جميع اوقات.
|
ديار رسول اللَّه اصبحن بلقعا |
و آل زياد تسكن الحجرات |
|
|
و آل رسول اللَّه تدمى نحورهم |
و آل زياد ربه الحجلات |
|
ديار رسول اللَّه را مىبينى بامداد كه كس در او نمانده و از ايشان خالى است و آل زياد به تنعم ساكنند در حجرها، و آل رسول اللَّه را مىبينى كه بريده و بخون آغشته حلقهاى ايشان و آل زياد ترتيب حجلهاى عروسى مىنمايند.
|
و آل رسول اللَّه تسبى حريمهم |
و آل زياد آمنو السربات |
|
|
اذا وترا مدوا الى واتريهم |
اكفا عن الاوتار منقبضات |
|
و آل رسول اللَّه را به اسيرى بردهاند و حريم حرمت ايشان را ملاحظه نكرده، و آل زياد در منزلهاى نزيه بىدغدغه خاطر نشستهاند، هر گاه كه بزه كرده شد كمان ستم باز ميكشند از زهكشندگان ايشان دستهاى خود را از اوتار آن در حالتى كه منقبض ساختهاند و بهم گرفته، يعنى بعوض بدى دست خود را باز ميكشند از آن.
و چون دعبل باين فريده رسيد امام رضا (ع) گردانيد كفهاى مبارك خود را و فرمود كه:-
و اللَّه منقبضات
- يعنى بهم گرفته شده.
|
فلو لا الذى ارجوه في اليوم اوغد |
تقطع نفسى اترهم حسرات |
|
|
خروج امام لا محالة خارج |
يقوم على اسم اللَّه بالبركات |
|
|
يميز فينا كل حق و باطل |
و يجرى على النعماء و النقمات |
|
پس اگر نه آنكه اميدوار ميبودم او را در امروز يا فردا پاره ميشد جان من در پيروى كردن من ايشان را بحسرتها، اميد ظهور امام صاحب الزمان دارم (ع) كه هيچ شكى نيست در ظهور او كه قيام خواهد نمود بامر امامت بقوت نام الهى و بركت نامتناهى كه تميز كند در ميان ما هر حق را از باطل و جزا و مكافات دهد بر نعمتها و نقمتها جزاى نيكان را نيك و بدان را بد در وقت ظهور.
دعبل گويد: چون باين ابيات رسيدم امام رضا (ع) گريست گريستن سخت بعد از آن سر مبارك برداشت بسوى من و فرمود كه: أى خزاعى تنطق كرد روح القدس بر لسان تو باين دو بيت هيچ ميدانى كه چه كس است اين امام و كى ظهور خواهد كرد؟ گفتم: نه أما شنيدهام اى مولاى من بخروج امامى از شما كه پر گرداند زمين را از داد و عدل، فرمود كه: اى دعبل امام بعد از من محمد است پسر من، و بعد از محمد پسر او على، و بعد از على پسر او حسن، و بعد از حسن پسر او حجة القائم المنتظر في غيبه المطاع في ظهوره، و اگر باقى نماند از دنيا الا يك روز هر آينه حق تعالى دراز گرداند آن روز را تا بيرون آيد و پر گرداند زمين را از عدل همچنان كه پر بوده باشد از جور.