کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٤ - در ذكر سبب وفات آن حضرت و بعضى از آن اخبار
در حبس من و من تفحص احوال او كردم و جاسوسان را بر او گماشتم در طول اين مدت پس نيافتم مطلقا فتور در عبادت او، و ميفرستادم كسى را كه بشنود از او كه چه ميگويد در خلوت در دعاى خود، هرگز دعاى بد در حق تو و من نكرد و به بدى ما را ياد نفرمود، و دعا نميكند مگر بمغفرت و رحمت از براى خود و مؤمنان، و اگر ميفرستى بسوى من كسى را كه او را از من بستاند و الا ميگذارم كه ميرود كه من بزه ماندم از حبس او.
و مرويست كه بعضى از گماشتگان عيسى بن جعفر كه رفته بودند گوش كنند كه در دعا چه ميگويد بسيارى كه مىشنيدند در حبس او اين دعا ميفرمود كه
«اللهم انك تعلم انى كنت اسالك ان تفرغنى لعبادتك اللهم و قد فعلت فلك الحمد»
بعد از آن رشيد كسى را فرستاد كه او را از عيسى بن جعفر گرفت و به بغداد برد و بفضل بن ربيع سپرد، و باقى ماند نزد او در مدت دراز، و هر چند خواست رشيد كه او آن حضرت را ناچيز كند او از آن ابا كرد و امتناع نمود، پس چيزى نوشت كه او را تسليم فضل بن يحيى نمايد، از او گرفت و در بعضى از حجرهاى خانه خود نگاه ميداشت و محافظت ميكرد.
و آن حضرت در آنجا بعبادت مشغول بود و همه شب را احيا مىفرمود بنماز و تلاوت قرآن و دعا و اجتهاد، و در اكثر روزها بروزه ميبود و روى توجه از محراب عبادت نمىگردانيد، فضل بن يحيى امر را بر او وسيع ساخت و تعظيم و تكريم وى بجاى مىآورد، اين خبر برشيد رسيد و او در رقه بود، نوشت بوى چيزى و اظهار آن كرد كه او را بد آمده از توسعه او كه در باره امام كرده و امر كرد بقتل آن حضرت، او در آن امر توقف كرد و اقدام ننمود.