کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٣١ - در ذكر امام دهم ابى الحسن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب صلوات الله عليهم اجمعين
اعرابى كه مخالفت نكنم ترا پس ابو الحسن (ع) بر او رقعه اعتراف خود نوشت كه بر اوست مر اعرابى را مالى را كه تعيين فرموده بود زياده بر دين او و فرمود كه بگير اين خط پس هر گاه كه من بسرمنرأى بروم حاضر شو بسوى من و نزد من جماعتى خواهند بود پس از من مطالبت كن اين دين را بغلظت و درشتى گفتار بر من در ترك ايفاى تو آن را اللَّه اللَّه در مخالفت تو مرا اعرابى گفت كه چنين كنم و گرفت خط را از آن حضرت پس چون آن حضرت بسرمنرأى فرمود و حاضر بودند نزد وى جماعتى بسيار از اصحاب خليفه و غير ايشان نيز بودند حاضر شد اين مرد و بيرون آورد آن خط را و طلب دين كرد و درشتى مينمود بر آن وجه كه آن حضرت فرموده بود و ابو الحسن با وى رفق و مدارا ميكرد و عذر ميخواست و وعده ميفرمود بوفاى آن و سخنان خوش در روى او ميگفت پس اين احوال را بخليفه نقل كردند متوكل براى آن حضرت سى هزار درهم فرستاد و چون آن مال را آوردند نزد وى گذاشت تا آن مرد آمد فرمود كه بگير اين مال را و بگزار از اين دين خود را و انفاق كن باقى را بر عيال و اهل خود و معذور دار ما را پس گفت اعرابى كه يا ابن رسول اللَّه بخدا كه أمل و آرزوى من بود كمتر از ثلث اين و ليكن خداى تعالى داناترست بجاى كه پديد كرده رسالت خود را آنجا و فرا گرفت مال را و بازگشت.
و اين منقبتى است كه هر كه شنيد آن را حكم ميكند از براى او بمكارم اخلاق و امريست كه دلالت دارد بشرف و منقبت او باتفاق و ولدش ابو محمد الحسن (ع) بود كه مذكور خواهد شد بعد از اين ان شاء اللَّه تعالى.