کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٠٧ - در ذكر طرفى از دلايل و اخبار آن حضرت(ع)
رفت و سر مبارك بسوى آسمان برداشت و ابتداى تكبير كرد، و همه موالى با وى تكبير گفتند تا فرمود بدر خانه آنجا بايستاد، پس چون امرا و لشكريان ديدند آن حضرت را بدين صورت همه فرود آمده افتادند بزمين، و بهترين ايشان از روى احوال كسى بود كه با خود كاردى مىداشت كه بريد بآن اطراف موزهاى خود را كه همه از پاى كندند و برهنه پاى شدند، و آن حضرت تكبير ميفرمود و تمام مردمان با وى مىگفتند، و چنان خيال ميكردند كه آسمان و زمين و ديوارها در جواب با وى موافقت مينمايند، و غريو و فرياد برخاست بگريه و ناله كه آن حضرت را چنان ديدند و آواز تكبير او شنودند.
و رسانيدند اين أحوال را بمأمون و فضل گفت بوى كه اگر بدين صورت امام رضا بمصلى برسد فتنه عظيم در ميان مردم دست ميدهد و ترس آن هست كه خون ما را بريزند، آنگاه مأمون فرستاد و عذر خواست كه ما ترا زحمت داديم و نمىخواهيم كه بتو مشقتى لاحق شود، پس كرم فرما و بازگرد و بايد كه نماز بگزارد با مردم كسى كه نماز ميگزارد با ايشان، آن حضرت موزه طلب فرموده پوشيد و سوار شد و بازگشت و اختلاف و غوغا در ميان مردم افتاد در آن روز منتظم نشد نماز ايشان.
و روايتست از ياسر كه چون عزم كرد مأمون بر خروج از خراسان بجانب عراق فضل با وى بيرون آمد و با امام رضا (ع) بيرون رفتيم، پس ورود يافت بر فضل كتابى از برادرش حسن و ما در بعضى منازل بوديم گفت كه: من نظر كردم در او در تحول سال يافتم در او كه خواهى چشيد در ماه فلانى و همچنين در روز چهارشنبه گرمى آهن و گرمى آتش را، ديدم كه داخل شوى تو و مأمون و امام رضا (ع) بحمام در اين روز و ترا حجامت كنند و بريزد بر بدن تو چندان خون كه زايل شود از تو نحوست